جانهايى را كه حكم مرگ بر آنها رانده شده نگه مىدارد و ديگران را تا زمانى كه معين است بازمىفرستد » . « 1 » بدينمعنا كه خدا رابطهء موجود ميان جانها و بدنها را ، در هنگام مرگ ، در ظاهر و در واقع قطع مىكند و آن را در نزد خود نگه مىدارد . اين رابطه در هنگام خواب تنها در ظاهر قطع مىشود ، نه در واقع . پس از بيدار شدن اين رابطه بر مىگردد و تا وقت معينى كه انسان حقيقتا مىميرد ، مىماند . بنابراين ، شخص خوابيده ، در آن واحد ، هم زنده است و هم مرده . مراد از « وفات » در آيه ، مرگ مجازى است . امام على عليه السّلام فرمود : « جان در هنگام خواب بيرون مىرود ؛ اما شعاعش در بدن باقى مىماند و با همين شعاع است كه شخص خواب مىبيند . وقتى كه بيدار مىشود ، روح زودتر از يك لحظه برمىگردد » .
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ .
مقصود اعمالى است كه اعضاى انسان آن را انجام مىدهد .
ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ .
ضمير
« فِيهِ »
به « النهار » برمىگردد و معناى جمله اين است : شما را از خواب بيدار مىكند . مفسّران مىگويند : اين سخن دليلى است بر دوباره زنده شدن و وجود قيامت ؛ زيرا خواب همانند مرگ است و بيدارى همانند زنده شدن پس از مردن .
ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ؛
آنگاه شما را از كارهاى نيك و يا بدى كه در شبها و روزهايتان انجام مىداديد آگاه مىكند .
خلاصه سخن آنكه ، هر انسانى در پايان اجل حتمى خود مىميرد . آنگاه خداوند او را پس از مردن زنده مىكند ، درست مانند زمانى كه از خواب بيدارش مىسازد .
سپس هركس را در قيامت در برابر آنچه در دنيا انجام داده پاداش مىدهد و به هيچكس ستم نمىشود .
سؤال : چرا آيه ، خواب را به شب اختصاص داده است و كار را به روز ، با اينكه انسان گاهى شب كار مىكند و روز مىخوابد ؟
پاسخ : مقصود آيه ، آن چيزى است كه غالبا انجام مىشود .
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 42 .