اعراب
« مَنْ »
مبتدا و
« إِلهٌ »
خبر .
« غَيْرُ اللَّهِ »
صفت براى
« إِلهٌ »
. جملهء
« يَأْتِيكُمْ »
صفت دوم .
ضمير
« بِهِ »
برمىگردد به معنايى كه از سمع و ابصار گرفته شده ؛ يعنى شنيدن و ديدن ( منظور گوش و چشم است ) .
« كَيْفَ »
حال است از ضمير
« نُصَرِّفُ »
.
« بَغْتَةً »
حال است از ضمير
« أَتاكُمْ »
.
« مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ »
حال هستند از
« الْمُرْسَلِينَ »
. « ما » در
« بِما كانُوا »
مصدريه و مصدر ريخته شده ، مجرور به باء و متعلّق به
« يَمَسُّهُمُ » .
تفسير
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ .
انسان با گوش ، چشم و قلب خود ، انسان است . بنابراين ، اگر اين اعضا از او گرفته شود انسان نخواهد بود و حيوان از او بهتر است . ترديدى نيست كه خدا مىتواند آنها را از انسان بگيرد ؛ زيرا آفرينندهء آنهاست . هدف از اشاره به مطلب مزبور آن است كه خدا مىخواهد به كافران تذكر دهد كه خدايان مورد پرستش آنها نه مىتوانند ضررى از ايشان دفع كنند و نه مىتوانند منفعتى را برايشان جلب نمايند : « . . . چون خدا براى مردمى بدى خواهد ، هيچ چيزى مانع او نتواند شد . . . » « 1 »
انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ؛
يعنى دلايل را يكى پس از ديگرى و با شيوههاى گوناگون براى آنان اقامه كرديم تا پند و اندرز گيرند و نيز راه هر بهانهاى را برايشان بستيم تا ايمان بياورند و يقين پيدا كنند . لكن افزايش دلايل قطعى براى آنها هيچ اثرى نداشت ، جز اينكه همچنان به كفر و گمراهى و دشمنى خود ادامه دادند .
قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ .
بار ديگر خداوند كافران را اندرز مىدهد و آنان را از عذابى مىترساند كه قادر به دفع آن
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 12 .