است و نه چيزى از حساب تو بر عهدهء ايشان . اگر آنها را طرد كنى در زمرهء ستمكاران درآيى . ( 52 )
همچنين بعضى را به بعضى آزموديم ، تا بگويند : آيا از ميان ما اينان بودند كه خدا به آنها نعمت داد ؟ آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ؟ ( 53 )
چون ايمانآوردگان به آيات ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام بر شما ، خدا بر خويش مقرر كرده است كه شما را رحمت كند ؛ زيرا هركس از شما كه از روى نادانى كارى بد كند ، آنگاه توبه كند و نيكوكار شود ، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است . ( 54 )
و اينچنين آيات را به تفصيل بيان مىكنيم ، تا راه و رسم مجرمان آشكار گردد . ( 55 )
واژگان
الغداة : و نيز الغدوة به معناى فاصلهء زمانى ميان طلوع فجر و طلوع خورشيد است .
العشيّ : از مغرب تا عشا .
فتنّا : آزمايش كرديم .
السلام : از نامهاى خداوند است . جملهء
« سَلامٌ عَلَيْكُمْ »
درود و دعايى است براى كسى كه شما بر او درود مىفرستيد تا از هر بدى در سلامت و از هر آزارى در امان باشد .
الجهالة : نادانى و كمخردى .
اعراب
جملهء
« يُرِيدُونَ »
حال از واو در
« يَدْعُونَ »
.
« مِنْ شَيْءٍ » ،
« مِنْ »
زايد ،
« شَيْءٍ »
مبتدا ،
« عَلَيْكَ »
خبر .
« مِنْ حِسابِهِمْ »
حال از
« شَيْءٍ »
و از اين قبيل است جملهء
« وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ » .
« فَتَطْرُدَهُمْ »
منصوب به أن تقديرى ؛ زيرا جواب نفى است ؛ يعنى « و ما عليك » .
« فَتَكُونَ »
نيز همانند آن است ؛ زيرا جواب نهى ، يعنى
« لا تَطْرُدِ »
مىباشد .
« سَلامٌ عَلَيْكُمْ »
مبتدا و خبر و جمله مفعول قول . مصدر ريخته شده از
« أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ »