تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مخالفت كند هلاك مىشود . اين نظريه از نظريهء قبلى ضعيف‌تر است ؛ زيرا خدا كسى را كه در اين دنيا با خود او مخالفت كند به هلاكت نمىرساند ، تا چه‌رسد به ملائكه كه در رتبهء پايين‌تر از او قرار دارند ؛ البته شأن خدا ، برتر از مقايسه است . نظر درست آن است كه سبب ملازمت ميان فرستادن فرشته و هلاكت كافران ، رازى است كه خداوند آن را براى بندگانش آشكار نكرده است و اين راز با عقل قابل درك نيست . بنابراين ، بايد دربارهء چيزى كه خداوند سكوت اختيار كرده است ، سكوت كرد .
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا .
اگر خدا فرشته‌اى را به سوى مردم مىفرستاد ، اين فرشته يا بايد به شكل خود باقى مىماند و يا به شكل بشر ظاهر مىشد . اگر به شكل خود باقى مىماند و درعين‌حال پيامبر مردم هم مىبود ، اين امر محال است ؛ زيرا سرشت ملائكه غير از سرشت انسان است و تبليغ ، انس و معاشرت با مردم را مىطلبد و اين امر با وجود تضاد در آفرينش و طبيعت فرشته و انسان ، حاصل نمىشود . به‌علاوه ، فرشتگان براى زندگى در اين كرهء خاكى آفريده نشده‌اند . اگر آن فرشته به‌صورت انسان نمايان مىشد ، آنان به وى مىگفتند : ما پيامبرى مىخواهيم كه فرشته باشد و نه بشر . بنابراين ، اگر فرشته به شكل واقعى خود ظاهر مىشد نمىتوانست رسالت الهى را به مردم برساند و اگر به‌صورت انسان مىبود ، مشركان مكّه به وى اطمينان نمىكردند و مشكلشان همچنان ناگشوده مىماند . خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه اين آيه نشان مىدهد ، خداوند با تكذيب‌كنندگان رسالت پيامبر با روش و منطقى به جدال پرداخته كه اهل منطق و معقولات براى سركوب كردن مخالفان خود ، آن را به كار مىبرند .
وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ .
اگر خداوند فرشته را به‌صورت بشر مىفرستاد ، مردم خيال مىكردند كه او واقعا انسان است و دراين‌صورت ، چنين تصور مىشد كه