تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

واژگان

( قاف را به ضمّه و فتحه و كسره مىتوان خواند ) القرطاس : برگه‌اى كه روى آن نوشته مىشود . اللّبس : پرده ، پوشش . حاق به : آن را احاطه كرد .

اعراب

« لَوْ لا »
ادات طلب ، به معناى « هلّا » ،
« ما »
در
« ما يَلْبِسُونَ »
به معناى « الّذى » و مفعول « لبسنا » .
« كَيْفَ »
خبر مقدّم براى
« كانَ »
و
« عاقِبَةُ »
اسم آن . فعل
« كانَ »
مؤنّث آورده نشده ؛ زيرا تأنيث
« عاقِبَةُ »
غير حقيقى است .

تفسير

وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آغاز نزول وحى تا وقتى كه به مدينه هجرت كرد ، سيزده سال در مكّه اقامت داشت و در طول اين مدّت مردم مكّه را به يكتاپرستى و عدالت فرامىخواند و آنان را از شرك و ستم نهى مىكرد . شيوهء او در دعوت ، بهره‌گيرى از حكمت و اندرز نيكو بود . تعداد اندكى از اين مردم به دعوت او پاسخ مثبت دادند و بسيارى از آنان از پذيرش آن خوددارى كردند و حتّى به اين مرحله هم بسنده نكردند ، بلكه گرد مىآمدند و گاه با زبان و گاه با دستان خود ، وى را آزار مىدادند . امّا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در برابر آزار آنان صبر مىكرد و شيفتهء ايمان آوردن آنها بود ؛ لكن خدا فرمود : « هرچند تو به ايمانشان حريص باشى ، بيشتر مردم ايمان نمىآورند » . و نيز در اينجا مىفرمايد :
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ