تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
نيست » . « 1 » همچنين مىگويد : « . . . آيات را بر مردمى كه مىانديشند اين‌چنين تفصيل مىدهيم » . « 2 » اين آيات و امثال آنها نشان مىدهند كه خداوند بر دعوت به حق دلايل و برهان‌ها اقامه مىكند و از مردم مىخواهد كه دربارهء آنها بينديشند و اگر كسى نخواهد جز به خواستهء خود ايمان بياورد ، تنها خود مسئول كفر و انكارش خواهد بود .
فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
گاهى انسان حق را ناديده مىگيرد و بدان اهميّت نمىدهد و ايمان هم نمىآورد ؛ لكن نه آن را تأييد مىكند و نه با آن مىجنگد ؛ چنان‌كه شخص بىتوجه و لاابالى معمولا اين گونه است . گاهى انسان در برابر حق موضع مىگيرد و آن را تكذيب مىكند كه دراين صورت ، اگر از روى آگاهى تكذيب كند ، فردى زورگو و بىمنطق است و اگر ، هم تكذيب كند و هم ريشخند ، محارب با حق خواهد بود و گناه اوّلى سبك‌تر از گناه دومى است ؛ زيرا او همانند كسى است كه از قرعه زدن خوددارى كند . گناه شخص دوم از سوم سبك‌تر است ؛ زيرا دومى با تكذيب‌كنندگان هم‌صدا شده است ؛ امّا سومى ، هم حق را تكذيب كرده و هم بر ضدّ آن فعاليت نموده است . و همين سومى است كه خداوند او را به عذاب تهديد مىكند و اين‌كه وى به زودى كيفر دشمنى و ريشخندش را خواهد ديد .
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ .
اعراب دوران جاهليت دربارهء قوم عاد ، ثمود ، لوط و ديگران چيزهاى زيادى مىدانستند . آنان در سفرهاى خود به آثار آنان برخورده و آنها را ديده بودند و از اين اقوام و آثارشان سخن مىگفتند و مىدانستند كه خداوند بدان‌سبب آنان را نابود كرد كه حق را تكذيب كردند ؛ حقى كه پيامبران آنان از جانب خدا آورده بودند . اين آيه
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 6 . ( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 24 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 252 | محمد جواد مغنية