گفتهاند : هفتاد سال است . طايفهاى گفتهاند : هشتاد سال است . قول نزديك به صواب آن است كه قرن زمان خاصّى نيست كه در آن زياد و يا نقصان روى ندهد ، بلكه مراد اهل هر دوره و عصرى است كه هرگاه بسيارى از آنان از بين بروند گفته مىشود : قرن سپرى شد . دليل بر اثبات اين نظر ، سخن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است كه فرمود : « بهترين قرنها قرن من است » .
التمكين : مراد تمكّنى است كه شخص بر تصرّف در يك چيز پيدا مىكند .
أرسلنا السّماء : مراد از سماء باران است ، بهاينجهت كه باران از آسمان فرود مىآيد .
مدرار : پىدرپى ، فراوان .
اعراب
« مِنْ »
در
« مِنْ آيَةٍ »
زايد و
« آيَةٍ »
فاعل .
« مِنْ آياتِ »
متعلّق به محذوف و صفت براى
« آيَةٍ »
.
« كَمْ »
براى استفهام و محلّ آن منصوب است با
« أَهْلَكْنا »
و
« مِنْ قَبْلِهِمْ »
بيان براى آن . جملهء
« مَكَّنَّاهُمْ »
در محلّ جر ، صفت براى
« قَرْنٍ »
كه به معناى گروه است .
« مِدْراراً »
حال از
« السَّماءَ »
است .
تفسير
اصول عقيده سه چيز است : توحيد ، نبوت و معاد . آيات سهگانهء سابق ، توحيد و دلايل آن را بيان كرد . اين آيات به بيان نبوت و وضعيت كسانى كه آن را تكذيب مىكنند مىپردازد .
وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ .
مراد از آيه در اينجا حجّت قاطع بر اثبات وجود خدا و يگانگى او و نيز بر اثبات معاد و نبوّت است .
معناى آيه اين است كه كافران ، دليل حق را قبول نمىكنند و بدون آنكه بدان بنگرند از آن روى برمىتابند . اگر آنها طالب حق مىبودند ، به دليل آن مىنگريستند ، با دقت