دربارهء الهيات ، يا شرح حال انبيا و يا شرح حالات روز قيامت مىآورد ، تا تأكيدى باشد بر مطالب گذشته . از آنجا كه خداوند در اينجا احكامى از شريعت را يادآور شده ، به دنبال آن در آغاز به وصف حالات قيامت و آنگاه به شرح حال عيسى عليه السّلام ، پرداخته است .
منظرهاى را كه خداوند در اينجا يادآورى مىكند ، منظرهاى است وحشتناك كه تمام مردم را براى بازپرسى و محاكمه و پيش از صدور حكم عفو و يا محكوميّت در آن گرد مىآورد . همچنين ، خدا تمامى پيامبرانش را كه در استانها ، مناطق و روستاهاى سرزمين خود [ جهت تبليغ و نشر احكام خود ] پراكنده و توزيع كرده بود ، گرد مىآورد . بديهى است كه روستاها و مناطق الهى غير از روستاها و مناطق ماست .
مناطق خداوند عبارت است از : امّتها ، نژادها و اقوام . آنگاه هر امّتى و هر قومى را با پيامبرشان روبهرو مىكند و خطاب به پيامبر آن قوم مىگويد : اين گروه به تو چه گفتند ؟ او با اين پرسش مىخواهد حجت را بر بندگانش تمام كند و زمينهء صدور و كيفيت حكم را فراهم سازد . در اين صحنه ، پيامبران پاسخ مىدهند :
لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ .
كسى كه غيب را بداند ، روشن است كه ظواهر بر او پنهان نيست .
سؤال : پيامبران مىدانند كه چه كسانى رسالت آنان را انكار كردند و با آنها جنگيدند بنابراين ، سخن آنان كه مىگويند :
« لا عِلْمَ لَنا »
چه توجيهى دارد ؟
پاسخ : مقصود پيامبران از اين سخن ، نفى علم به طور كلى نيست ، بلكه منظور آن است كه علم آنان نسبت به علم خدا چيزى نيست ؛ زيرا آنان تنها آنچه را امتها آشكار كردند ، مىدانند ؛ امّا خدا ، هم آنچه را آنها آشكار كردند مىداند و هم آنچه را پنهان كردند .
إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ .
پس از آنكه خدا با يك جملهء كوتاه :
« ما ذا أُجِبْتُمْ »
از پيامبران پاسخ مىخواهد ، از ميان آنان اختصاصا عيسى عليه السّلام را به طور مفصل و طولانى مخاطب قرار مىدهد و در اين خطاب نعمت خود را بر او و بر مادرش يادآورى مىكند :