ناتوانى آنان در ارائهء يك تفسير درست است ، و گرنه به سخنى كه به گفتهء ديوانه و انداختن تير در تاريكى شباهت دارد پناه نمىبردند .
از اين رو ، ما تصادف و شانس را از تمام مسئوليتها و پيامدها منتفى مىدانيم و ايمان كامل داريم كه يك ارادهء عالى به دلايلى كه بر ما پوشيده است ، در اين قضيه دخالت دارد و علّت اينكه ما آن عوامل را نمىدانيم آن است كه علم در اينباره و امثال آن ، همچنان در مرحلهء ابتدايى است و اگر علم هنوز نتوانسته اين عوامل را كشف كند ، دليل بر اين نيست كه آنها اصلا وجود ندارد . آيهء 71 سورهء نحل اين ايمان ما را تأييد مىكند : « خدا روزى بعضى از شما را از بعضى ديگر افزون كرده است . . . » و نيز آيهء 26 از سورهء رعد : « خدا هركه را خواهد روزى بسيار دهد يا روزى اندك . . . » . همچنين ، همين آيه عينا در سورهء اسراء ، آيهء 30 ، قصص آيهء 82 ، عنكبوت آيهء 62 ، روم آيهء 37 ، سباء آيهء 39 - 36 ، زمر آيهء 52 و در شورى آيهء 12 آمده است .
البتّه بايد توجه داشت كه معناى
« يَبْسُطُ الرِّزْقَ »
و « يفضل فى الرزق » آن نيست كه خداوند ثروت را بر هركس كه بخواهد از آسمان فرومىريزد ، ابدا چنين نيست ، بلكه خداوند از راههاى معمول و شناختهشده روزى را زياد و يا كم مىكند و بر بعضى توسعه مىدهد و بر بعضى ديگر سخت مىگيرد . لكن هيچ رابطهاى ميان سختى در روزى و ناپاكى و معصيت وجود ندارد ؛ چراكه پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و آله از گرسنگى سنگ بر شكم خود مىبست و موسى عليه السّلام مىگفت : « پروردگارا ! بدرستى كه من به آنچه برايم فروفرستى محتاجم » .
همچنين هيچگونه رابطهاى ميان وسعت رزق و پاكى و فرمانبردارى از خدا وجود ندارد . به عنوان نمونه : فرعون در ميان قومش فرياد مىزد : « . . . آيا پادشاهى مصر و اين جويباران كه از زير پاى من جارى هستند از آن من نيستند ؟ آيا نمىبينيد ؟ آيا من بهترم يا اين مرد خوار و ذليل كه درست سخن گفتن نتواند ؟