تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
است ، آن‌گاه به اعمالى كه گناهان را مىپوشاند به كار رفته است . الطعام الأوسط : غذاى معمول و غالب مردم .

اعراب

ضمير « كفارته » به « ما » در جملهء
« بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ »
برمىگردد . كاف در
« كَذلِكَ »
به‌معناى مثل و صفت است براى مفعول مطلق محذوف و بدين‌معنا مىباشد :
« يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ
تبيانا مثل ذلك » . « ذلك » مجرور به اضافه .

تفسير

لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ .
سوگند لغو آن است كه بدون قصد بر زبان آورده شود ؛ چنان‌كه مىگويى : « لا و اللّه ؛ نه ، به خدا » ، در پاسخ به كسى كه مىپرسد : آيا فلانى را ديدى ؟ يا مىگويى : « بلى و اللّه » در پاسخ به سخن كسى كه به شما مىگويد : آيا چنين و چنان نمىخواهى ؟ چنين سوگندى در صورت مخالفت با واقع ، نه مجازات دارد و نه كفاره ؛ زيرا خداوند مىگويد :
« لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ » .
لازمهء اين عدم مجازات آن است كه سوگندخورنده ، دروغگو محسوب نمىشود و اگر خلاف گفتهء او ثابت شد ، كسى حق ندارد به وى بگويد : تو سوگند دروغ به خدا ياد كردى ؛ به بيانى ديگر بر چنين سوگندى آثار قسم بار نمىشود ؛ چراكه تنها در ظاهر به قسم شباهت دارد . امّا بااين‌وجود ، بهتر است ترك شود ، مگر اين‌كه شخص غافل باشد و توجه نداشته باشد .
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ .
سوگندى كه شرعا وفاى بدان واجب است و در صورتىكه سوگندخورنده خلاف آن را انجام دهد مجازات مىشود ، سوگندى است كه شخص عاقل و بالغ از روى قصد ، اراده و اختيار آن را ياد كند . مسلمانان وحدت نظر دارند بر اين‌كه اگر سوگند به خدا و يا يكى از نام‌هاى او ،