تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانه . ( 80 ) اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده ايمان آورده بودند كافران را به دوستى نمىگرفتند ؛ ولى بيشترشان فاسقانند . ( 81 )

واژگان

التناهى : از باب تفاعل و معناى آن اين است : برخى از آنان برخى را بازنمىداشتند . همچنين در خوددارى از چيزى به‌كار مىرود ، چنان‌كه گفته مىشود : « تناهى عن كذا ؛ از آن‌چيز خوددارى كرد » .

اعراب

« غَيْرَ الْحَقِّ »
صفت است براى مفعول مطلق محذوف و به معناى « لا تغلو غلوا غير الحق » مىباشد .
« مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ »
متعلق به محذوف و حال است از
« الَّذِينَ كَفَرُوا » .
« بئس » در « بئس ما كانوا » فعل ماضى و به معناى مذمّت است . « ما » اسم نكره به معناى شىء و محلّ آن منصوب بنابراين كه تميز است . فاعل بئس ، مستتر كه « ما » آن را تفسير مىكند ؛ يعنى « بئس الشيء شيئا فعلهم » . از « يفعلون » مصدرى را به دست مىآوريم و آن را مخصوص به ذم قرار مىدهيم و همان مبتدا و خبرش ، بئس و مابعد آن است و يا اين‌كه خبر مبتداى محذوف است ؛ يعنى « هو فعلهم » .

تفسير

قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ .
قرآن كريم كلمهء « ما » را در غير عاقل به‌كار مىبرد . خداوند مىفرمايد :
« وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى »
[ كه در اينجا
« ما »
در غير عاقل به‌كار رفته است ] . و نيز در عاقل به‌كار مىبرد :
« فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ »
و همچنين در هر دو - عاقل و غيرعاقل - با هم به‌كار مىبرد :
« لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » .
و از اين قبيل است سخن خدا