تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
موسى شاريد و ديويد بن گورين با نازىها و سران گشتاپو توافق كردند كه به منظور رسيدن به دو هدف يهودىها را بكشند و بر آنان سخت بگيرند : اوّل به قصد وادار كردن يهودىها براى هجرت به فلسطين . دوم به منظور زمينه‌سازى براى تشكيل دولت اسرائيل ( به نقل از : كتاب اطلاق الحمامه 5 يونيو ، تأليف : بيليايف ، كوبستيچنكو و پريماكوف ، ترجمهء ماهر عسل ) . وقتى يهود با سرسخت‌ترين دشمنان خود توافق مىكنند و صدها هزار قربانى مىدهند تا دولت اسرائيل تشكيل شود ، بنابراين ، بعيد نيست كه بگويند : خدا نيازمند و ما بىنياز هستيم و دست خدا بسته است از اين‌كه بذل و بخشش كند . همچنين پس از آن‌كه يهوديان گفته‌اند : خدا نيازمند است و ما بىنياز ، ديگر اين سخن آنها هيچ شگفتى ندارد كه بگويند : ما كبوتران صلح هستيم و اعراب دعوت‌كنندگان به جنگ و ويرانى . وقتى دست خدا بسته است به اين دليل كه زمين و دارايىهايش را به يهوديان نبخشيده است ، پس بايد عرب‌ها ستمگر و تجاوزگر باشند ؛ چرا كه عذر تقصير به درگاهشان نياوردند و در برابر كار نيكشان ناسپاسى كردند ! البتّه اين سخنم ، سخن شاعرانهء نشأت گرفته از احساسات عاطفى نيست ؛ مگر نه اين است كه يهود با اصرار تمام از اعراب مىخواهند كه اسرائيل را به رسميت بشناسند ؟ و آيا اين به رسميت شناختن اسرائيل ، جز عذرخواهى و آمرزش‌طلبى معناى ديگرى دارد ؟
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ .
معناى « يد » در اين‌جا همان معناى « يمينه » در آيهء 67 از سورهء زمر است :
« وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
كه يمين به معناى قدرت مىباشد . اين كه خداوند «
يَداهُ
» گفته ؛ يعنى مثنّى آورده ، نه مفرد ، بدان جهت است كه مثنّى از لحاظ ظاهر ، رساننده‌تر و از لحاظ محتوا نيرومندتر است .
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ .
مقصود آن است كه خداوند سبب [ نعمت و روزى ] را فراهم مىكند : « اوست كه زمين را رام شما گردانيد . پس بر روى آن سير كنيد و از رزق خدا بخوريد . چون از قبر بيرون آييد به سوى او مىرويد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 15 .