واژگان
المثوبة : از « ثاب إليه » گرفته شده ؛ يعنى « برگشت » . مراد از آن در اينجا ، كيفر و پاداش است .
الطّاغوت : از طغيان ( ستمگرى ) گرفته شده است .
السحت : بىارزش و حرام .
الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ :
فرق ميان اثم و عدوان آن است كه اثم به معناى گناه مىباشد ؛ لكن گاهى با تجاوز به ديگران همراه است و گاهى همراه نيست ؛ امّا عدوان به معناى تجاوز به ديگران است .
الصّنع : كار توأم با خوبى ، چنانكه گفته مىشود : « صنع اللّه لفلان ؛ به او احسان كرده است » .
اعراب
«
مَثُوبَةً
» تميز است از « شرّ » .
« مَنْ لَعَنَهُ » ،
« من » در محلّ جر است ؛ زيرا بدل از « شر » مىباشد ؛ يعنى آيا شما را از كسانى خبر دهم كه خدايشان لعنت كرده است ؟ و نيز ممكن است خبر مبتداى محذوف باشد و به معناى : « هو من لعنه اللّه » .
« عَبَدَ »
در
« عَبَدَ الطَّاغُوتَ » ،
فعل ماضى و عطف است بر
« مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ »
و در تقدير اينگونه است :
« هل انبّئكم بشر النّاس من لعنه اللّه و من عبد الطّاغوت » . جملهء
« وَ قَدْ دَخَلُوا »
حال است از واو در «
قالُوا
» . جملهء
« وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا »
حال دوم است . «
السُّحْتَ
» مفعول براى «
أَكْلِهِمُ
» . «
لَوْ لا
» ادات تخضيض است و تنها بر سر فعل مضارع داخل مىشود ؛ همانند
« لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ »
و يا آنچه به معناى آن باشد ؛ نظير «
لَوْ لا أَخَّرْتَنِي
» .
تفسير
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ .
«
ذلِكَ
» اشاره دارد به حالت كسانى