كه مؤمنان را سرزنش مىكردند . واژهء «
مَثُوبَةً
» به معناى پاداش نيك بهكار مىرود و واژه « عقوبة » به معناى پاداش بد ؛ لكن در اينجا ، از باب « تحيتهم السباب ؛ درودشان دشنام است » ، مثوبة به معناى عقوبت بهكار رفته است و معناى آيه اين است : اى محمّد ! به دشمنان دين و حق و آنان كه اسلام و اذان را ريشخند مىكنند بگو : اگر ايمان به خدا و كتابهاى او بد است و موجب سرزنش مىشود ، من شما را به چيزى خبر مىدهم كه از اين بدتر است و آن ، حالت « كسانى است كه خدايشان لعنت كرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است و خود بت پرستيدهاند » .
اين ويژگىها ، همگى از ويژگىهاى يهود است ؛ زيرا خداوند در چندين آيه ، لعنت و خشم خود را براى آنان ثبت و ضبط كرده و آنها را به پرستش جبت و طاغوت توصيف نموده است و نيز به آنان فرموده است : بوزينگان خاموش گرديد . برخى از اين آيات عبارتند از :
1 . آيهء 46 از سورهء نساء : « . . . همچنانكه اصحاب سبت را لعنت كرديم » .
2 . آيهء 90 از سورهء بقره : « . . . و خشم ديگرى بر خشم خدا افزودند . . . » .
3 . آيهء 65 از سوره بقره : « . . . پس به آنها خطاب كرديم : بوزينگان خوار و خاموش گرديد » . بديهى است ، آنچه را خداوند به چيزى بگويد ، همان خواهد بود .
4 . آيهء 51 از سورهء نساء : « به جبت و طاغوت ايمان مىآورند » . برخى گفتهاند : مراد از طاغوت شيطان است . برخى گفتهاند : مراد گوساله است . درست آن است كه بگوييم : هركس كه بندهاى را در معصيت خدا اطاعت كند ، بندهء همانكس محسوب مىشود .
رازى مىگويد : « اصحاب ما ( يعنى اشاعره ) براى اثبات اينكه كفر به حكم خداوند است ، به اين آيه استدلال كردهاند ؛ زيرا آيه در تقدير ، اينگونه است : « و جعل اللّه منهم من عبد الطّاغوت » . درست آن است كه « عبد » عطف است بر
« لَعَنَهُ اللَّهُ » ،
نه بر
جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ
و تقدير آيه بدينترتيب است : « هل أنبّئكم بشرّ الناس أو بشرّ من