تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
است كه هركس به دينى اعتقاد و به كتابى از كتاب‌هاى خدا ايمان داشته باشد ، بايد بدان عمل كند و خود را به احكام آن پاىبند بداند و هركس كه خلاف دين و كتاب آسمانىاش رفتار كند ، دروغگو خواهد بود ، خواه اين شخص يهودى و نصرانى باشد يا مسلمان ؛ در اين جهت ، هيچ فرقه‌اى بر فرقهء ديگر مزيتى ندارد . امّا اين‌كه خداوند در آيه ، تنها اهل انجيل را نام برده ، بدان سبب است كه سخن دربارهء آنان است .

تفاوت كفر و فسق و ظلم

خداوند در آيهء 44 مىگويد :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
و در آيه 45 مىگويد :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » .
و در آيهء 47 مىگويد :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ .
سه صفت ، پىدرپى ، براى يك موصوف آمده است . مفسّران در تفسير و تأويل اين نكته اختلاف نظر دارند و ما به جهت اجتناب از اطالهء سخن ، از بيان نظريات آنان خوددارى مىكنيم و فقط نظر خود را به ترتيب زير عرضه مىكنيم : دين عبارت است از : عقيده و آيين . عقيده از ويژگىهاى قلب است و نيز اصولى دارد كه عبارتند از : ايمان به خدا و صفات او ، ايمان به كتاب‌ها ، پيامبران و فرشتگان او ؛ و نيز ايمان به روز قيامت . امّا شريعت ، احكام عملى است كه به گفتار و كردار انسان تعلق مىگيرد . هرگاه واژهء « كفر » بدون قرينه به‌كار رود ، چنان‌كه گفته شود : فلانى كافر است ، از اين واژه فهميده مىشود كه آن شخص ، تمام و يا برخى از اصول عقيده را منكر است . هرگاه واژهء « فسق » به‌كار رود ، فهميده مىشود كه فلان شخص ، اصول و فروع دين را قبول دارد ، لكن در برابر آنها بىباك است و به تمام فروع دين و يا برخى از آن عمل نمىكند . آنچه گفته شد ، در صورتى است كه دو واژهء كفر و فسق ، بدون اين‌كه به
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 107 | محمد جواد مغنية