معروف است - پسرخاله يكديگر نيستند . در تفسير مجمع البيان نيز همينگونه آمده است .
هنگامى كه حنّه باردار بود ، عمران از دنيا رفت . ازاينرو ، وى نذر كرد بچهاى را كه در شكم دارد ، خدمتگزار بيت المقدّس قرار دهد و خالصانه از خدا خواست كه نذر او را بپذيرد . اينگونه نذر كردن در دين آنها جايز بود ، امّا در دين اسلام جايز نيست . حنّه انتظار داشت كه پسر به دنيا آورد ؛ زيرا مرسوم آن بود كه پسران را براى خدمتگزارى در معبدها نذر مىكردند . امّا وى به جاى پسر ، دختر به دنيا آورد ، لذا به طرف خداوند رو كرد و گفت : پروردگارا ! من دختر آوردم . . . و آن را مريم ناميدم . مريم در زبان عبرى به معناى « خادم پروردگار » است .
خداوند نذر او را پذيرفت ؛ هرچند فرزندش دختر بود . بنى اسرائيل دچار اختلاف شدند و هركدام مىخواست كه سرپرستى و ادارهء كارهاى مريم را به عهده گيرد . وقتى اختلاف و خصومت آنان شدّت يافت ، همگى توافق كردند كه براى حلّ اين مشكل قرعه بزنند و قرعه به نام زكريا ، شوهر خالهء مريم اصابت كرد . زكريا در آن زمان سرپرست عبادتگاه يهوديان بود . بنابراين ، وى سرپرستى مريم و ادارهء كارهاى او را به عهده گرفت . هروقت كه زكريا بر مريم وارد مىشد ، طعامى را در نزد او مىديد و اين در حالى بود كه زكريا متعهّد شده بود كه به كسى اجازه ندهد بر مريم وارد شود . ازاينرو ، با كمال تعجّب از وى پرسيد : اين غذا را از كجا آوردى ؟
مريم پاسخ داد : پروردگارم برايم آورده است - نه فردى از بشر - و خدا هركه را بخواهد ، بدون حساب روزى مىدهد .
ترديدى نيست كه اين امر ، نوعى معجزه براى مريم عليها السّلام به شمار مىرود . اگر كسى منكر اين كرامت شود و بگويد : طعامى كه زكريا در حضور مريم ديد ، از كارهاى نيك مؤمنان بوده است اين سخن ، خلاف ظاهر آيه است ، بلكه بايد گفت : اين معجزه ، بالاتر از معجزه تولّد عيسى بدون پدر نيست و اگر آن قضيه بدون ترديد رخ داده
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٨٩