تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
على عليه السّلام مقداد را بر خود و خانواده‌اش مقدّم داشت و دينار را به او بخشيد . آن‌گاه به سوى پيامبر آمد و پشت سر او به نماز ايستاد . پس از نماز ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : آيا براى شام چيزى دارى ؟ - گويى خداوند پيش‌تر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى كرده بود تا شام را در نزد على عليه السّلام صرف كند . على عليه السّلام سر را به زير افكند و چيزى نگفت . پيامبر دست على عليه السّلام را گرفت و هردو روانهء خانهء فاطمه عليها السّلام شدند . ناگهان ظرفى را پر از غذا ديدند . على عليه السّلام خطاب به زهرا عليها السّلام گفت : اين غذا را از كجا آوردى ؟ پيامبر فرمود : « اين ، پاداش همان دينار است . اين غذا از سوى خداست و او هركس را كه بخواهد ، بدون حساب روزى مىدهد . على و فاطمه ! سپاس خداوندى را كه شما را چونان زكريا و مريم قرار داد . هرگاه كه زكريا بر مريم وارد مىشد ، روزىاى نزد وى مىيافت » . آن‌گاه محبّ الدين طبرى مىافزايد : اين حديث را حافظ دمشقى در كتاب الاربعين الطوال روايت كرده است . در صحيح مسلم ، باب فضايل دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است : رسول خدا به دخترش فرمود : « آيا خوش ندارى كه سرور زنان مؤمن يا سرور زنان اين امّت باشى ؟ » سيّد محسن امين در جلد دوم اعيان الشيعه ، در سيرهء زهرا عليها السّلام از صحيح بخارى نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « فاطمه سرور زنان بهشت است » . همچنين از كتاب الفصول المهمّه تأليف ابن صبّاغ مالكى نقل كرده كه ، امام احمد در مسند خود از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده است كه آن حضرت فرمود : « فاطمه سرور زنان جهانيان است » . در بخشى از كتاب ذخائر العقبى تأليف محبّ الدين طبرى تحت عنوان « ما جاء في سيادتها و أفضليّتها ؛ آنچه دربارهء بزرگى و برترى فاطمه عليها السّلام وارد شده » آمده است : طبرى عينا چنين نقل مىكند : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وقتى فاطمه بيمار بود از او عيادت كرد و گفت : حالت چطور است دخترم ؟ فاطمه گفت : من دردمندم ؛ امّا آنچه موجب شدّت بيمارىام مىشود آن است كه غذايى نيست تا آن را بخورم . پيامبر فرمود : اى دخترم !