كشت تا آنجا كه نه نفر از بنى عبد الدّار كشته شدند . آنگاه پرچم را بردهاى سياهپوست متعلق به بنى عبد الدّار گرفت و امام عليه السّلام او را نيز به هلاكت رسانيد . مشركان شكست خوردند و چه شكست بدى و مسلمانان به جمعآورى غنايم پرداختند .
هنگامى كه تيراندازان ديدند مشركان شكست خوردند و برادران مسلمانشان به جمعآورى غنايم مشغول شدند ، موضع خود را ، كه رسول خدا آنها را در آن مكان قرار داده بود ، رها كردند . فرمانده آنان ، عبد اللّه بن جبير به آنها گفت : موضع خود را رها نكنيد و از خدا و رسولش اطاعت كنيد . امّا آنان اطاعت نكردند و براى غارت و گردآورى غنايم شتافتند و تنها ده نفر همراه ابن جبير باقى ماندند . خالد بن وليد با يك گردان از مشركان به اين ده نفر حمله بردند و درحالىكه آنها شجاعانه جنگيدند ، آنها را نابود كردند .
وقتى قريش ديدند كه خالد آن ده نفر را از بين برده است ، بار ديگر به مسلمانان حملهور شدند و آنچه از مسلمانان مىخواستند ، به دست آوردند . دشمن خود را به رسول خدا رسانيد و يكى از سنگهاى مشركان به وى اصابت كرد كه در اثر آن دندان ثناياى آن حضرت شكست ، صورت مباركش خونآلود و لبهايش پاره شد . دو حلقه از حلقههاى زره به صورتش فرو رفت . پس از آنكه منادى با صداى بلند فرياد زد : محمّد كشته شد ، مسلمانان فرار كردند و كسى جز چند نفر ، كه در رأس آنان على بن ابى طالب عليه السّلام و ابو دجانه و سهل بن حنيف بودند ، با او باقى نماند و اين سه نفر تا دم مرگ جنگيدند و از وى دفاع كردند .
هند با فريب دادن وحشى ، وى را وادار كرد كه محمّد ، يا على يا حمزه را ترور كند ، امّا او تنها به ترور حمزه موفق شد . هند شكم حمزه را پاره كرد و جگرش را بيرون آورد و در دهان گذاشت و جويد . و از آن روز بود كه وى « هند جگرخوار » ناميده شد . در اين جنگ شمار شهداى مسلمانان ، هفتاد و تعداد كشتگان مشركان ، 22 نفر بودند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢٤٥