و نيز به آنچه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، اسباط ، موسى ، عيسى و ديگر پيامبران نازل شده است ، ايمان دارند . معناى اين سخنان ، آن است كه هرآنچه در دين ساير پيامبران حرام بوده ، در دين اسلام نيز حرام است . يهود عقيده داشتند كه گوشت شتر و شير آن در دين پيامبران مزبور حرام بوده و محمّد صلّى اللّه عليه و آله آن را حلال كرده است ، در حالىكه اين حلال كردن با سخن خداوند كه محمّد بر آيين ابراهيم است و به آنچه بر ابراهيم و پيامبران پس از وى نازل شده ايمان دارد ، در تضاد است .
يهوديان با تكيه به توهم مزبور و به قصد طعنه زدن به اسلام و ايجاد تشكيك در آن ، چنين شايع كردند كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، خودش را تكذيب مىكند ، زيرا خوراكى را كه در آيين ابراهيم حرام بود ، حلال مىداند و در همين حال ادعا مىكند كه وى بر آيين ابراهيم است . ازاينرو ، خداوند به آنان چنين پاسخ مىدهد : « همهء طعامها بر بنى اسرائيل حلال بود » ؛ يعنى ابراهيم و پيامبران پس از او ، گوشت و شير شتر را حرام نكرده بودند ، بلكه تمامى طعامها بر آنان حلال بود و يهود به دروغ تحريم را به آنها نسبت مىدهند .
إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ .
اسرائيل ، همان يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم عليه السّلام است . يعقوب به سببى كه ويژهء خود او بود ، از پيش خود از خوردن برخى از طعامها خوددارى مىكرد ؛ نه بدان سبب كه خدا آنها را حرام كرده است ، بلكه همان گونه كه يكى از ما به سبب رعايت بهداشت و يا علّت ديگر ، از كشيدن سيگار و غير آن خوددارى مىكنيم . امّا در ميان بنى اسرائيل ، سنّت بر اين جارى شد كه طعامى را كه يعقوب نمىخورد ، آنان نيز آن را بر خود تحريم كنند . اين موضوع زمانى اتفاق افتاد كه هنوز « تورات نازل نشده بود » ؛
مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ .
اينكه خداوند ، قيد مزبور را در آيهء شريفه ذكر كرده ، بدان سبب است كه پس از نزول تورات ، به سبب گناهانى كه بنى اسرائيل مرتكب شدند ، طعامهاى زيادى را بر آنان حرام كرد ؛ چنانكه در آيهء 160 از سورهء نساء بدان اشاره كرده است :
« فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ