هستند . بنابراين ، چرا خداوند تنها اهل كتاب را اينگونه تقسيم و دستهبندى كرده است ؟
پاسخ : اوّلا پيشتر اشاره شد كه خداوند فرمود : « طايفهاى از اهل كتاب دوست دارند كه شما را گمراه كنند » . و نيز فرمود : « طايفهاى از اهل كتاب گفتند : اوّل روز ايمان بياوريد و آخر روز انكارش كنيد » . همچنين در همين آيه بيان كرد كه برخى از اهل كتاب خائن و برخى امين هستند ، لكن اين دستهبندى را از ديگران نفى نكرد تا اعتراض وارد شود .
ثانيا ، ممكن است كسى توهّم كند كه تمام اهل كتاب ، خائن هستند ، امّا خداوند اين توهم را ردّ كرده و فرموده است آنها همانند ساير طوايف و اهل اديانند كه برخى خائن و برخى امين و . . . هستند .
بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ .
واژهء « بلى » اثبات است براى آنچه اهل كتاب آن را نفى كرده بودند ، زيرا آنان گفتند : « راه اعتراض مردم مكّه بر ما بسته است » . آيه مىگويد : آنان در اين توهّم خود دروغگو هستند . خداوند پس از آنكه ثابت مىكند كسانىكه اموال مردم را حلال مىشمارند ، مورد اعتراض قرار خواهند گرفت خبر مىدهد كه كسانىكه به پيمان خود وفا مىكنند و از محرّمات مىپرهيزند ، در پيشگاه خدا محبوب خواهند بود . در حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است : « هر آداب و رسومى كه در زمان جاهليت مرسوم بود ، همگى زير قدم من [ و بىاعتبار ] است ، جز امانت كه بايد به صاحب آن برگردانده شود ؛ خواه نيكوكار باشد و يا بدكار » .
امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : « اگر كشندهء پدرم حسين عليه السّلام شمشيرى را كه با آن پدرم را كشت در نزد من امانت بگذارد ، من آن را به او بازمىگردانم » . امام صادق عليه السّلام فرمود :
« سه چيز است كه هيچكس نمىتواند براى ناديده گرفتن آنها عذرى بياورد : اوّل اداى امانت ؛ خواه به نيكوكار و خواه به بدكار . دوم نيكى به پدر و مادر ؛ خواه نيكوكار باشند