تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
او مرده است و گرفتن حق از او - همان‌گونه كه خداوند فرموده است - جز از راه مبارزه با او امكان‌پذير نيست . معناى مبارزه با خائن غاصب آن است كه بايد عليه او بشورى و با آنچه در توان دارى ، به مبارزه و پيكار بر ضدّ او برخيزى . چنان‌كه از قديم گفته‌اند : « استقلال ، گرفتنى است نه دادنى » . قيام عليه خيانتكار باطل‌پيشه ، امرى است حتمى و ضرورى ، و گرنه تباهى ، تمامى كرهء زمين را فراخواهد گرفت . آرى ، گناه مظلومى كه توان دفاع از خود را دارد [ امّا دفاع نمىكند ] همانند گناه ظالم است ، زيرا هردو زمينه را براى گسترش ستم و تباهى آماده مىكنند . . . اگر ظالم بداند كه در دل مظلوم انگيزه‌اى است كه وى را وادار مىكند تا براى دفاع از حقّ خود فداكارى كند ، از تجاوز به حقّ اين مظلوم خوددارى خواهد كرد . تجربه به ما ثابت كرده است كه سازمان ملل و شوراى امنيت ، جز زور ، هيچ حقّى را نمىشناسند . همچنين بر ما ثابت شده كه انسان در قرن بيستم ، به‌ويژه انسان شرقى و به صورت خاص‌تر ، مسلمانان عرب ، جز از راه مبارزه نمىتوانند زندگى كنند .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ .
معناى اين آيه آن است كه سبب حلال دانستن اموال عرب توسط اهل كتاب ، آن بود كه آنان تصوّر مىكردند خداوند براى غصب اين اموال ، آنان را كيفر نخواهد داد . « 1 » خداوند اين افتراى آنان را ردّ كرد و چنين فرمود :
وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ؛
آنان مىدانند كه به خدا دروغ مىبندند . ترديدى نيست كسى كه عمدا به خدا دروغ ببندد ، گناهش زشت‌تر و خيانتش بزرگ‌تر خواهد بود . ممكن است اين سؤال مطرح شود : در ميان تمامى طايفه‌ها و پيروان اديان و حتى ملحدان نيز ، برخى خائن و برخى امين ، برخى راستگو و برخى دروغگو هستند . حتّى برخى از ملحدان راستگوتر و امانت‌دارتر از روزه‌داران و نمازگزاران
هامش
( 1 ) . نمىدانم ، آيا دولت‌هاى غربى كه ثروت‌هاى ملل عرب را به غارت مىبرند از نسل همان كسانى هستند كه گفتند : « راه اعتراض مردم مكّه بر ما بسته است » ؟