مسلمانان شايسته را موردخطاب قرار داده ، آن است كه آنان از باب نهى از منكر بايد زن را در صورتى كه از حدود شرعى تجاوز كند ، منع نمايند .
تمام فقها در اين مورد وحدتنظر دارند كه بر زنى كه در عدّهء وفات مىباشد ، واجب است از تمام چيزهايى كه او را زيبا جلوه مىدهد و ديگران را ترغيب مىنمايد كه به وى نگاه و تمايل پيدا كنند ، دورى گزيند . البته ، تعيين اين چيزها به عرف بستگى دارد .
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ .
خداوند ازدواج را در ايّام هر عدّهاى كه باشد حرام كرده است و حتّى بر مرد حرام كرده كه در اثناى عدّه آشكارا از زن خواستگارى كند ، هرچند عدّهء وفات و يا عدّهء طلاق به اين باشد . البته خداوند در غيرطلاق رجعى ، خواستگارى را به صورت اشاره و كنايه اجازه داده است ، امّا در طلاق رجعى به هيچوجه خواستگارى جايز نيست ، زيرا طلاق داده شدهء رجعى همچنان در پناه و قيد مردى مىباشد كه او را طلاق داده است .
أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ .
آنچه در ذهن خطور مىكند و دل به سوى آن ميل مىنمايد در نزد خدا گناهى ندارد ، زيرا در توان انسان نيست ، بلكه آثار و پيامدهاى آن در توان انسان است . بنابراين ، اگر مرد تصميم ازدواج با زنى را داشته باشد كه در عدّه است ، گناهكار محسوب نمىشود ، لكن اگر تصميم خود را آشكار سازد و از آن زن خواستگارى كند ، گناهكار است ؛ چراكه تصميم ، غيرمقدور و آشكار كردن آن ، مقدور است . و در حديث آمده است : « هرگاه حسد ورزيدى پس ظلم مكن » . در اين روايت از ظلم نمودن جلوگيرى كرده كه اثرى از آثار حسد است نه از خود حسد .
چون آن به خودى خود مقدور نيست .
عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ .
يعنى خدا مىداند كه شما در دلهاى خود از زنان ياد مىكنيد و ازاينرو ، كنايه را براى شما حلال كرده است ؛ زيرا اگر خواستگارى را هم به كنايه و هم آشكارا تحريم مىكرد ، براى شما دشوار بود .