واژگان
الضرار : ضرر رسانيدن به يكديگر و همانند مضاربه بر مشاركت دلالت دارد و نيز به معناى ضرر رسانيدن به غير نيز مىآيد .
العضل : منع كردن . الأمر المعضل ؛ كارى كه به سبب دشوارىاش انجامپذير نيست .
اعراب
« ضِراراً »
حال است از واو
« تُمْسِكُوهُنَّ »
و در تقدير : « لا تمسكوهن مضارين » مىباشد و نيز جايز است مفعول لأجله باشد .
« هُزُواً »
مفعول دوم براى
« تَتَّخِذُوا » .
مصدر مؤوّل از
« يَنْكِحْنَ »
مجرور به « من » كه حذف شده و در تقدير : « من نكاحهنّ أزواجهنّ » است .
« ذلِكَ »
مبتدا و
« يُوعَظُ بِهِ »
خبر .
« مِنْكُمْ »
متعلّق به محذوفى كه حال است از ضمير در
« يُؤْمِنُ »
و جملهء
« يُؤْمِنُ »
خبر
« كانَ »
است .
تفسير
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ .
اين خطاب به مؤمنان و يا به همهء مردم توجّه دارد ، گويى خداوند مىفرمايد : اى مؤمنان ، وقتى يكى از شما زنش را طلاق مىدهد . . . .
خداوند پس از آنكه بيان كرد كه زن طلاق داده شده بايد عدّه نگه دارد و طلاقدهنده در صورت فراهم بودن شرايط مىتواند به وى رجوع كند و نيز اين زن پس از سومين طلاق بر او حرام مىشود ، مگر اينكه به نكاح مرد ديگرى درآيد و همچنين براى مرد حلال نيست كه از همسرش چيزى به جاى طلاق بگيرد ، مگر در صورتى كه زن او را وادار به طلاق و خود را بازخريد كند ، پس از بيان اين امور ، مىفرمايد : بايد با زن طلاق داده شده از روى عدالت و انصاف رفتار شود و عدالت نيز