تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤

واژگان

الجناح : گناه . الاعتداء : گذشتن از حدّ در سخن و يا در عمل .

اعراب

« إمساك » خبر مبتداى محذوف و در تقدير : « فالواجب عليكم إمساك بمعروف » بوده است . مصدرى كه از
« أَنْ تَأْخُذُوا »
گرفته مىشود ، مرفوع و فاعل است براى
« لا يَحِلُّ » .
مصدر
« أَنْ يَخافا »
مفعول لأجله براى
« تَأْخُذُوا »
است كه معنايش اين مىشود : « لا يحلّ الأخذ إلّا لخوف عدم إقامة الحدود » . مصدر
« أَنْ يُقِيما »
مفعول‌به است براى
« يَخافا »
و معنايش بدين ترتيب است : « يخافا ترك إقامة الحدود » . مصدر
« أَنْ يَتَراجَعا »
مجرور به « فى » محذوف و مصدر « أن يقيما » مفعول براى
« ظَنَّا »
است .

تفسير

الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ .
در ميان عرب در دوران جاهليت ، نوعى طلاق و عدّه‌اى معيّن براى زن طلاق داده شده و نيز حقّ رجوع در اثناى عدّه براى طلاق‌دهنده ، رايج بود ، ولى براى طلاق عدد مشخصى وجود نداشت و چه‌بسا مرد مىتوانست همسرش را صدبار طلاق دهد و رجوع كند و بدين ترتيب ، زن بازيچهء دست مرد بود و هرزمان كه مىخواست مىتوانست با دادن طلاق و سپس رجوع ، به زن ضرر وارد كند . در بعضى از روايات آمده است كه مردى به زنش گفت : من هرگز با تو نزديكى نمىكنم و باوجوداين ، تو در قيد ازدواجم باقى مىمانى و با كسى ديگر نمىتوانى ازدواج كنى . زن به او گفت : چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ مرد گفت : تو را طلاق مىدهم . وقتى عدّه‌ات به آخر نزديك شد ، رجوع مىكنم . سپس
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 604 | محمد جواد مغنية