تفسير
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ .
ظاهر لفظ
« الْمُطَلَّقاتُ »
عام است و هر زنى را كه طلاق داده شده باشد شامل مىشود : يائسه باشد يا غيريائسه ، آزاد باشد يا كنيز ، باردار باشد يا غيرباردار ، مدخولبها باشد يا نباشد ، به سن بلوغ رسيده باشد يا نرسيده باشد ؛ ولى به اجماع همهء مفسّران اين ظاهر مراد نمىباشد ، چراكه برخى از زنان مطلّقه به نصّ قرآن ، عدّه ندارند و آنها عبارتند از : زنانى كه شوهر با آنها نزديكى نكرده باشد . خداوند فرموده است : « . . . چون زنان مؤمن را نكاح كرديد و پيش از آنكه با آنها نزديكى كنيد طلاقشان گفتيد ، شما را بر آنها عدّهاى نيست كه به سر آرند . . . » . « 1 »
از جمله زنانى كه عدّه ندارند ، زن يائسه است ؛ چراكه بيشتر فقهاى شيعهء اماميه بر اين عقيدهاند كه يائسه عدّه ندارد ، هرچند كه شوهر با وى نزديكى كرده باشد .
همچنين ، زنى كه به سن بلوغ نرسيده و كمتر از نه سال داشته باشد ، عدّه ندارد . برخى از زنان به اندازهء دوبار پاك شدن از خون حيض بايد عدّه نگه دارند ؛ نظير كنيزى كه ملك كسى باشد و نيز عدّهء برخى از زنان سه ماه است ، نه سهبار پاك شدن ؛ مانند زن جوانى كه حيض نمىشود ، لكن از لحاظ سن همانند زنانى است كه حيض مىشوند .
همچنين ، عدّهء زن باردار ، همان وضع حمل است . خداوند فرموده است : « عدّهء زنان آبستن ، همان وضع حمل است » . « 2 »
بنابراين ، مراد از مطلّقات در آيه ، زنى است كه شوهر با وى نزديكى كرده و نه سالش تمام باشد و نيز باردار و يائسه نباشد و همچنين از زنانى باشد كه حيض مىشوند . اماميه ، شافعيه و مالكيه ، واژهء « قرء » را به طهر ( پاكيزگى ) تفسير كردهاند و مراد از آن همان ايّام پاكيزگى زن در ميان دو حيض است . ازاينرو ، اگر زن را در
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 49 .
( 2 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 4 .