بجنگند ؛ چراكه امر به معروف و اندرز نيكو در چنين شخصى اثرى ندارد . اگر قوّهء مجريه نباشد ، قوّهء مقنّنه صرفا كلامى است كه از حيطهء گفتن و نوشتن فراتر نمىرود .
وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
مفسّران گفتهاند : اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جنگ را خوش نداشتند ، زيرا طبعا براى انسان دشوار است كه خود را در معرض هلاكت قرار دهد .
ولى آنان در عينحال ، فرمان خدا را پذيرفتند تا خشنودى او را بهدست آورند ، همانند بيمارى كه دارو را مىخورد تا شفا بهدست آورد . خداوند با اين سخن خود :
« وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ »
اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را آگاه مىسازد كه نتيجهء جنگ و جهاد ، به خود آنها برمىگردد ، نه به او . آنچه گفته شد ، خلاصهاى از نظريّات مفسّران بود و ظاهر آيه نيز همين را افاده مىكند و با آن تضادى ندارد .
لكن اگر ما به سيرهء اصحاب مخلص پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و به جهاد و فداكارىهاى آنان به خاطر دين و سلطهء دين بر تمام احساسات آنها نگاه كنيم و اينكه چگونه زندگى را در برابر شهادت حقير مىشمردند ، تا آنجا كه اگر يكى از آنان از كشته شدن نجات پيدا مىكرد و از جهاد سالم برمىگشت ، احساس مىكرد كه بدبخت شده و زيان ديده است ، اگر ما اين حقيقت را در هنگامى كه آيهء موردبحث را تفسير مىكنيم مدّنظر قرار بدهيم ، متوجّه خواهيم شد كه گفتهء مفسّران مبنىبراينكه اصحاب ، جنگ را دوست نداشتند ، سخنى است بدون دليل و ما بايد آيه را به معناى ديگرى تفسير كنيم كه هم با ظاهر لفظ مطابقت دارد و هم دليل آن را تأييد مىكند . خلاصهء اين تفسير چنين است :
اصحاب ، احساس مىكردند كه در برابر مشركان هم از نظر تعداد نفرات كمبود دارند و هم از لحاظ تجهيزات . ازاينرو ، بيم داشتند كه اگر با آنها برخورد نظامى كنند ، شكست بخورند و درنتيجه ، نه از اسلام اثرى بماند و نه براى آن ياورى . براين اساس ، اگر اصحاب ، جنگ را خوش نداشتند ، بدان جهت بود كه نسبت به اسلام احساس خطر مىكردند نه نسبت به خودشان . بنابراين ، خداوند براى آنان بيان داشت :