تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
2 . جماعت : نظير آيهء 181 سورهء اعراف :
« وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ » .
3 . سال‌ها : همانند آيهء هشتم سورهء هود :
« وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ » .
4 . پيشوايى كه ديگران به او اقتدا مىكنند ؛ همانند آيهء 120 سورهء نحل :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ » .
مراد از واژهء « امّت » در اين‌جا پيشوا و امام است .

اعراب

« مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ »
حال هستند از
« النَّبِيِّينَ » .
« بِالْحَقِّ »
متعلّق به محذوف و حال از
« الْكِتابَ »
و
« بَغْياً »
مفعول لاجله است .

تفسير

نظريّات مفسّران دربارهء معناى اين آيه مختلف و گاه متضاد است . رازى اين نظريّات را در حدود هفت صفحه [ از تفسير خود ] در قطع بزرگ شرح داده است . صاحب المنار اين نظريّات را در 22 صفحه شرح داده و خوانندهء معمولى [ و كم‌اطلّاع ] را در صحراى سرگردانى و حيرت رها كرده است كه نمىتواند راه به جايى ببرد ؛ ولى روش ما اين است كه با خواننده مدارا مىكنيم و تا جايى كه امكان دارد رعايت حال ضعيف‌ترين آنان‌را مىنماييم و به همراه او در كنار مفاهيم الفاظ مىايستيم و آنها را با بيانى كوتاه و روشن برايش شرح مىدهيم ، تا به‌آسانى دربارهء آيات خدا بينديشد و آيات خدا در دل او اثر كند . و در اين ميان ، چنانچه مطلب مهمّى وجود داشته باشد ، در بخشى جداگانه بدان اشاره خواهيم كرد .
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً .
يعنى در آغاز ، مردم بر همان فطرتى بودند كه خداوند آنها را بر آن آفريده است ، همان فطرتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز اين‌گونه بدان اشاره كرده است : « كلّ مولود يولد على الفطرة ؛ هر نوزادى بر فطرت توحيد زاده مىشود » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 557 | محمد جواد مغنية