نوع جنگ و جهاد ، تنها با اجازهء معصوم و يا نايب او مجاز است تا هرجومرج [ در جامعهء اسلامى ] پيش نيايد .
جايز بودن جنگ براى دفاع از جان ، دليل براين نيست كه به سبب اهداف ديگرى همچون از بين بردن تجاوز و كفر ، اجازهء جنگ داده نشود .
اسلام ، جنگ را به خاطر اينكه مردم به دين حق و عدالت گرايش پيدا كنند ، مجاز مىداند ، زيرا از ديدگاه اسلام ، كفر ذاتا تجاوز محسوب مىشود . امّا جنگ به منظور به بردگى كشاندن ملّتها ، چپاول منابع آنها و مسلّط شدن بر بازارهاى آنها حرام است .
اسلام بهرهگيرى از زور را براى نابود كردن جنايتها و ضدارزشها و نيز براى دفاع از حقوق ، آزادى و كرامت انسانى جايز مىداند ؛ ولى استعمارگران آتش جنگها را برمىافروزند ، خونها را مىريزند و علم را براى ويرانى و نابودى به كار مىگيرند « 1 » تا از اين طريق ثروت ملّتها را به يغما ببرند و استبداد و تجاوز را در جهان حاكم سازند . آنچه گفته شد ، درستترين پاسخى است كه مىتوانيم به كسانى بدهيم كه تلاش مىكنند ، اسلام را دين جنگ و شمشير و پيامبر اسلام را جنگطلب معرّفى نمايند . اسلام ، دينى مثبت است ، نه منفى . اسلام با هركسىكه از حق و عدالت پيروى نكند و در زمين ، فساد ايجاد كند مىجنگد . در دين اسلام ، كفر به خدا نوعى ظلم و فساد به شمار مىرود .
بدين مناسبت بايد اشاره كنيم كه تمام فقهاى مذاهب اسلامى براين موضوع وحدتنظر دارند كه هركس حرمت قوانين الهى را بشكند و آنها را حلال بداند و به ريختن خون و غارت اموال ديگران كه بنا به ضرورت دين حرام است بپردازد ،
هامش
( 1 ) . در سال 1957 كتاب مستقبل الطاقة الذريه آيندهء انرژى اتمى اثر ترايتون ، در ايالات متّحده آمريكا منتشر شد ، در اين كتاب چنين آمده است : پيشرفت علمى قيمت آدمكشى را به مقدار زيادى پايين آورد ؛ زيرا قبل از ساخته شدن بمب اتمى ، براى كشتن هر انسان و جدا كردن سر او ، تنها به چند پوند نياز بود ، ولى پس از ساخت آن براى از بين بردن هر انسان فقط يك پوند صرف مىشود . و اين هزينه پس از ساخته شدن بمب هيدروژنى ، به يك شيلينگ كاهش يافت .