تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١

تفسير

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ .
وقتى ما به‌طور مستقل بدين سؤال بنگريم و آن را جدا از پاسخش مورد بررسى قرار دهيم ، دو احتمال وجود دارد : 1 . سؤال دربارهء سبب طبيعى اختلافى باشد كه در شكل هلال به وجود مىآيد ، بدين ترتيب كه چرا در ابتدا باريك است و آن‌گاه كامل مىشود و به صورت بدر درمىآيد و سپس به همان شكل نخست برمىگردد و . . . . 2 . سؤال در مورد حكمت و فلسفهء اين تغييرات در ماه باشد ، نه دربارهء سبب طبيعى آن . امّا اگر به خود سؤال و پاسخ آن
( قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ )
باهم بنگريم ، مشخص مىشود كه سؤال ، تنها دربارهء حكمت تغيير شكل در ماه بوده است ، نه دربارهء سبب طبيعى آن . و همين احتمال رجحان دارد ، چراكه بايد پاسخ مطابق پرسش باشد . كسىكه مىگويد : آنان دربارهء سبب طبيعى و تغيير شكل هلال [ از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ] پرسيدند و خدا به پيامبرش دستور داد كه با بيان حكمت اختلاف در شكل ماه به آنها پاسخ دهد تا تعريضى باشد براين‌كه سؤال ايشان بىمورد است ، بدين نكته استدلال مىكند كه مردم آن روز از درك سبب طبيعى اختلاف و تغيير [ در شكل ماه ] كه نياز به بررسى و تحقيق طولانى و عميق و مقدّمات علمى زياد دارد ناتوان بودند . ازاين‌رو ، سزاوار اين بود كه آنها دربارهء حكمت و فايدهء اختلاف در هلال‌ها بپرسند ، زيرا مىتوانستند آن را بفهمند و هضم كنند . بايد گفت : اين نظريّه صرفا يك احتمال است و جز استحسان هيچ دليلى ندارد . سؤال : دليل براى اثبات نظريّهء فوق وجود دارد و آن اين‌كه خداى تعالى مىفرمايد :
« لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها » ،
زيرا معناى اين سخن آن است كه سؤال شما دربارهء سبب طبيعى اختلاف هلال‌ها ، به‌سان كسى است كه مىخواهد از پشت خانه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 521 | محمد جواد مغنية