است و ارتباطى به ماقبل ندارد و خلاصهء مقصود آن ، اين است كه هركس به يكى از احكام خدا كه در كتاب خدا ، يا در سنّت رسول خدا و يا در حكم عقل بيان شده ، آگاهى پيدا كند و آن را كتمان نمايد ، در پيشگاه خدا و اهل آسمان و زمين ملعون است .
خداوند با واژهء
« الْهُدى »
[ در آيهء فوق ] به حكم عقل اشاره كرده است . صاحب مجمع البيان گفته است : مراد از
« الْبَيِّناتِ »
دلايل شرعى و مراد از
« الْهُدى »
دلايل عقلى است .
لعنت تنها به اهل كتاب كه حق را كتمان مىكنند اختصاص ندارد ، بلكه همهء كتمانكنندگان حق را دربرمىگيرد ، به چند دليل :
اوّل ، واژهء « كتمان » بدون قيد در آيه آمده است .
دوم ، برفرض اينكه آيه در مورد كارهايى كه اهل كتاب انجام دادند نظير تحريف تورات و انجيل نازل شده باشد ، ولى به بيان فقها ، مورد ، باعث تخصيص وارد نمىشود و حادثهء خاصى سبب تخصيص واژهء عام نمىگردد .
سوم ، در علم اصول ثابت شده است كه مترتّب شدن حكم بر صفت نشاندهندهء آن است كه اين صفت علت آن حكم مىباشد . در اينجا نيز لعنت بر كتمان مترتّب شده است . بنابراين ، هر كتمانى را شامل مىشود .
در حديث آمده است : اگر از كسى دربارهء علمى پرسيده شود و او آن علم را كتمان كند و پاسخ ندهد ، در روز قيامت ، لجامى از آتش بر دهان وى زده خواهد شد . فقها وحدتنظر دارند كه آموزش احكام ضرورى دين ، به كسىكه آنها را نمىداند بر تمام كسانى كه آن را مىدانند ، واجب كفايى است ؛ بدين معنا كه اگر يكى از آنان ، اين عمل را انجام دهد ، از ديگران ساقط مىشود ، امّا اگر همگى آن را ترك كنند ، همه مستحقّ مجازات خواهند شد .
لعنت خدا بدان معناست كه فرد ملعون را از رحمت خود دور مىسازد و معناى لعنت فرشتگان و مردم اين است كه عليه او نفرين مىكنند تا از رحمت خدا دور شود .