آنچه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نازل شده ، مطلقا قابل شك و ترديد نيست . ازاينرو ، اگر كسى آن را انكار كند ، جز تعصّب و دشمنى ، انگيزهء ديگرى ندارد .
ماجراى من و يك مبلغ مسيحى
در تاريخ 15 / 7 / 1963 يك خاورشناس ايتاليايى كه زبان عربى را خوب مىدانست و از مبلّغان آيين مسيحيت به شمار مىرفت ، در منزلم به ديدنم آمد و ميان من و او گفتگوهايى كتبى و شفاهى صورت گرفت . وى ، از جمله ، به من گفت : قرآن آشكارا به انجيل اعتراف مىكند ، پس چرا مسلمانان آن را انكار مىكنند ؟
من در پاسخ او گفتم : قرآن به انجيلى اعتراف مىكند كه به نبوت محمّد صلّى اللّه عليه و إله مژده داده است . چنانكه آيهء ششم سورهء صف مىگويد :
« وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ »
و در آيهء 157 سورهء اعراف مىگويد :
« يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ » .
وانگهى قرآن مىگويد :
« إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 1 » ، امّا انجيل شما مىگويد : عيسى خداست . بنابراين ، چگونه از ما مىخواهيد كه به انجيل ايمان بياوريم و در همان حال به قرآن هم ايمان داشته باشيم ؟
اگر نصارا تناقض و تضاد را تنها در عقل قبول ندارند و آن را در دين و عقيده جايز مىدانند ، بايد بگويم كه مسلمانان آن را هم در عقل محال مىدانند و هم در دين و هم در همهچيز ؛ چراكه از نظر آنان اصول دين برپايهء عقل استوار است .
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 59 .