تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
دستور داد ، تا به مردمى كه عطا شدن نعمت نبوت را از سوى خدا به وى انكار مىكنند ، بگويد :
« أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ ؛
آيا دربارهء خدا با ما مجادله مىكنيد ؟ » درحالىكه شما مىدانيد ، او از هركسى بهتر مىداند كه چه شخصى براى پذيرفتن مقام رسالت شايستگى دارد و چه شخصى شايستگى ندارد . بنابراين ، به خداى خود اعتراض نكنيد . ما و شما بايد تسليم فرمان او باشيم ، نه اين‌كه نسبت به اراده و گزينش او مجادله كنيم و معناى سخن خداى تعالى :
هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ
نيز همين است .
لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ .
اين آيه كاملا نظير آيهء
« لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ »
و معناى آن ، از اين قرار است : اعتراض شما نسبت به گزينش خدا و نعمتى كه به من داده ، تنها بر ضرر خود شماست ، چنان‌كه ضرر كفر به كافر و منفعت ايمان به مؤمن بازمىگردد .
وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ؛
ما به خدا اخلاص داريم ، نه شما ؛ زيرا شما در برابر خدا سخنانى مىگوييد كه دليل و منطق ندارد و مىخواهيد ، او برطبق ميل شما رفتار كند ، لكن ما همهء امور را به خدا واگذار مىكنيم و تسليم فرمان او هستيم .
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداً أَوْ نَصارى .
اين آيه عطف است بر آيهء
« أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ »
و مقصود اين است كه به كدامين امر تشبّث و تمسّك مىجوييد ؟ آيا به اين سخنتان كه مىگوييد : خدا از عرب پيامبرى نمىفرستد و يا به دين ابراهيم و فرزندان و نوه‌هاى او ؟ اگر به امر اوّل تشبّث كنيد ، پس خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را در كجا قرار دهد و اگر به امر دوم متوسّل شويد كه بايد بدانيد ابراهيم يكتاپرست و مسلمان بود ، نه يهودى و نه نصرانى ؛ چراكه يهوديت و نصرانيت ، پس از او و پس از فرزندان و نوه‌هايش پديد آمد . بنابراين ، در هر دو صورت ، سخنان شما باطل است و نمىتوانيد آن را توجيه كنيد . قرآن در اين مجادله و گفتگو ، شيوه‌اى را به ما نشان مىدهد كه در هنگام جدال با خصم بايد از آن پيروى كنيم . در اين شيوه براى در تنگنا قرار دادن و خاموش كردن خصم ، لازم است به منطق عقل تكيه نماييم كه تمام خردمندان ، آن را قبول دارند و در