تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
همانند يهود و نصارا نيستيم كه به برخى از پيامبران ايمان دارند و به برخى ايمان ندارند ، بلكه تمام آنان در نزد ما يكسانند ، بدين معنا كه ما نبوت همهء آنها را قبول داريم . البته ، لازم به يادآورى است كه ايمان به تمام انبيا به‌طور اجمال بر ما واجب است ، ولى مكلّف به جزئيات نيستيم ، مگر اين‌كه كتاب و يا سنّت براى ما بيان كند .
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ؛
يعنى ما به وحدانيت خدا اعتراف داريم و مخلصانه او را مىپرستيم .
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا ؛
يعنى اگر آنان ( يهود و نصارا ) ايمان درست آوردند و به خداى يكتا و بىشريك اعتقاد پيدا كنند و همانند مسلمانان ، به تمام پيامبران و از جمله به محمّد صلّى اللّه عليه و إله اعتراف نمايند ، در اين صورت ، هدايت يافته‌اند . مراد از آيهء فوق آن نيست كه آنها به دينى ايمان بياورند كه همانند دين اسلام باشد ، زيرا دين اسلام مطلقا مانند ندارد .
وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ ؛
هركس با حق دشمنى كند ، وحدت را برهم زده و ايجاد اختلاف كرده است .
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ ؛
يعنى در برابر ، خدا تو را كافى است ؛ زيرا نيرنگ بدكردار به خود او برمىگردد . خلاصهء آنچه گفتيم ، آن است كه اسلام تعصّب را نمىپذيرد و مردم را به همكارى در نيكى و عدالت دعوت مىكند و حق را در هرجا كه باشد مىپذيرد و از پيروان خود مىخواهد كه دريچهء محبّت و اخلاص دل‌هاى خود را به روى همهء مردم بگشايند .
صِبْغَةَ اللَّهِ .
مقصود از اين كلمه ، دين حق است كه دل‌ها و خردها را از آلودگىها و كدورت‌ها پاك مىسازد ، نه آب زردى كه نصارا خود را بدان مىشويند و نه چيزهاى ديگر . محيى الدين ابن عربى در تفسير خود گفته است : « باطن هر صاحب