در هر صورت ، ما دربارهء شناخت تاريخ كعبه و تأسيس آن ، در پيشگاه خداوند ، نه مسئول هستيم و نه مكلّف و نيز مأمور دانستن اين مطلب نيستيم كه آيا خانهء كعبه جزء بهشت است و يا قطعهاى از زمين ؟ آيا آدم و پيامبران پس از او در همين كعبه حج گزاردند يا نه ؟ آيا كعبه در هنگام طوفان [ نوح ] به سوى آسمان بالا برده شد و پس از طوفان به زمين فرود آمد ؟ آيا حجر الاسود را جبرئيل از آسمان آورد ، يا آن را آدم با خود از بهشت آورد و يا اينكه از كوه ابوقبيس گرفته شد ؟ و آيا اين سنگ بر اثر لمس گناهكاران سياه شده است ؟ و مطالبى از اين قبيل ، كه جز خبر واحد و يا روايت داستانسرايان و خرافهگويان ، مدركى ندارد .
ما در قبال هيچيك از مطالب ذكر شده مسئوليت نداريم و شناخت آنها بر ما نه واجب است و نه مستحب ، نه عقلا و نه شرعا . و تحقيق در مورد آنها براى ما نه سود دنيوى دارد و نه سود اخروى . اينگونه بحثها ، زمانى به شدّت مطرح بود ، لكن پس از مدّتى باد آنها را برد و اگر كسى بخواهد آنها را بار ديگر زنده كند مانند كسى است كه سعى مىكند عقربهء ساعت را به عقب برگرداند .
آنچه ما دربارهء كعبه مورد پرسش و بازخواست قرار مىگيريم ، رفتن به سوى آن به منظور انجام دادن حج و عمره - البته مادام كه توان رفتن به كعبه را داشته باشيم - و نيز احترام و تقديس آن و دفاع از آن با جان و مال است و در اين جهت بايد به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، اهل بيت و اصحاب او و نيز تابعان ، علما و تمام مسلمانان اقتدا كنيم ؛ زيرا آنان ايمان كامل دارند كه احترام به بيت خدا ، احترام به خدا و حفاظت از آن ، حفاظت از حرم خدا و دفاع از آن ، دفاع از دين خداست . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود :
« خدا حجّ بيت الحرام را بر شما واجب كرد ؛ بيتى كه آن را قبلهء مردم قرار داد . آنان همچون چهارپايان [ خاضعانه ] وارد خانه خدا مىشوند و بهسان كبوتران بدان پناه مىبرند . خدا آن را نشانهء فروتنى مردم در برابر عظمت خود و اعتقاد آنان به عزّت خود و نيز پرچمى براى اسلام و جايگاه امنى براى پناهجويان قرار داد » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٧٩