اعراب
« جبريل و ميكال » هردو غيرمنصرفند ، زيرا علميّت و عجميّت دارند . صاحب مجمع البيان و صاحب البحر المحيط مىگويند : جواب
« مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ »
محذوف و تقديرش : « فهو كافر » و يا همانند آن است و جملهء موجود ، براين جملهء محذوف دلالت دارد . حذف جواب را صاحب البحر المحيط چنين توجيه مىكند :
جواب بايد داراى ضميرى باشد كه به « من » كه اسم شرط است برگردد ، حال آنكه جملهء
« فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ »
خالى از ضميرى است كه به « من » برگردد ؛ زيرا ضمير
« فَإِنَّهُ »
به « جبريل » برمىگردد و ضمير
« نَزَّلَهُ »
به قرآن .
« مُصَدِّقاً »
حال است از ضمير
« نَزَّلَهُ » .
« هُدىً »
و
« بُشْرى »
عطفند بر
« مُصَدِّقاً » .
همزهء
« أَ وَ كُلَّما »
براى سرزنش است و « واو » براى عطف و معطوف عليه محذوف مىباشد كه تقدير عبارت « أكفرتم بالبينات » است . برخى مىگويند : « واو » زايد است ؛ زيرا معناى جمله بدون آنهم درست است .
« كُلَّما »
منصوب است بنابر ظرفيّت و اين ظرفيّت را هم از « ما » كسب كرده كه اسم و به معناى وقت است ، چنانكه در كتاب مغنى اللبيب آمده است و در تقدير : « كل وقت عاهدوا فيه » مىباشد و ظرف متعلّق به
« نَبَذَهُ »
است .
تفسير
قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ .
يعنى هركس با جبريل دشمنى كند ، كافر است و لعنت خدا بر او باد . مفسّران اجماع دارند كه سبب نزول اين آيه آن بوده است كه يهوديان از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دربارهء فرشتهاى پرسيدند كه وحى را بر او فرود مىآورد ؟ پيامبر فرمود : او جبرئيل است . آنان گفتند : او دشمن ماست ؛ زيرا او سختى و جنگ را نازل مىكند و ميكائيل صلح و آسايش را فرود مىآورد و اگر ميكائيل وحى را براى تو مىآورد ، ما به تو ايمان مىآورديم .