سؤال : اقرار و شهادت عليه خود ، يك چيز است . بنابراين ، چگونه عطف شىء بر خودش درست است ؟
پاسخ : از باب تأكيد اشكالى ندارد . و نيز ممكن است مراد از اقرار ، اقرار پيشينيان يهود و مراد از شهادت ، شهادت پسينيان آنها باشد مبنى براينكه پيشينيان به پيمان اقرار و اعتراف كردهاند .
ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ ؛
يعنى شما پس از آنكه به پيمان اعتراف كرديد ، آن را شكستيد و نيرومند شما ضعيفتان را كشت و او را از سرزمينش بيرون كرد .
تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ ؛
يعنى « تتظاهرون » . تظاهر به معناى هميارى است . آيه به دو دستگى يهود اشاره مىكند كه هردسته برضد دستهاى ديگر با عربها همكارى مىكرد . خلاصهء اين حكايت از قرار زير است :
اوس و خزرج دو قبيلهء عربى از يك ريشه بودند ؛ زيرا اوس و خزرج دو برادر بودند . اين دو قبيله پيش از اسلام با يكديگر نبرد و درگيرى داشتند . آنان مشرك بودند ، نه به بهشت و دوزخ اعتقاد داشتند و نه به قيامت و كتاب آسمانى . يهود نيز سه تيره بودند : بنى قينقاع ، بنى قريظه و بنى نضير . ميان اين قبايل دشمنى و جنگ جريان داشت ، چنانكه ميان اوس و خزرج بود . و اين در حالى بود كه همهء اين يهوديان داراى يك ريشه و يك دين بودند . و تيرههاى سهگانهء يهود و دو قبيلة اوس و خزرج ، همگى ساكنان مدينه بودند . يك گروه از يهود بهنام بنى قينقاع با اوس عليه بنى قريظه و بنى نضير همكارى مىكرد ، با اينكه اين دو تيره ، برادران دينى آنها بودند . چنانكه بنى نضير و بنى قريظه برضد بنى قينقاع با خزرج همكارى مىكردند . بنابراين ، هر گروه يهودى با يك گروه عربى برضد گروه ديگر يهودى همكارى مىكرد . هرگاه آسياب جنگ به گردش درمىآمد ، يهودى برادر ديگر يهودى خود را مىكشت و اگر مىتوانست او را از خانه و شهرش آواره مىكرد ؛ ولى هرگاه عرب برخى از يهوديان را