تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
بايد درنگ كرد ، مگر اين‌كه دليل قطعى بريك طرف وجود داشته باشد ؛ براى نمونه ، شما مردى را با زنى مىبينيد و نمىدانيد كه آيا اين زن همسر او و يا بيگانه است ؟ يا سخنى را مىشنويد و نمىدانيد كه آيا منظور گوينده اهانت به شماست يا خير ؟ فقها در اين‌گونه موارد اتفاق‌نظر دارند كه بايد حمل بر صحّت شود . از جمله دلايل آنها اين آيه است :
« وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً »
و نيز به سخنى از امير مؤمنان عليه السّلام استدلال كرده‌اند كه مىفرمايد : « كار برادرت را بر بهترين آن بگذار » . و همچنين به سخنى از امام صادق عليه السّلام كه مىفرمايد : « دربارهء برادرت ، گوش و چشمت را تكذيب كن و اگر پنجاه نفر در نزدت شهادت دهند كه او چنين گفته است و او به تو بگويد : من آن را نگفته‌ام . او را تصديق و ديگران را تكذيب كن » . اين اصل ، يك اصل انسانى خالص است ؛ زيرا كرامت انسان را حفظ و رابطهء همكارى و دوستى را در ميان مردم تقويت مىكند و انزجار و نفرت را از آنها دور مىسازد . از اين‌جا روشن مىشود كه اسلام تنها به عقيده و عبادت بسنده نمىكند ، بلكه به انسانيت و خوبى او اهمّيت مىدهد و براى او راه‌هايى را ترسيم مىكند كه او را به زندگى پربار و موفقيت‌آميز برساند . لكن كسانى كه دين خود را به شيطان فروخته‌اند از اين اصل انسانى سوءاستفاده كرده ، از هدف اصلى آن منحرف گشته و آن را وسيله‌اى براى توجيه كارهاى دزدان دريايى و رباخواران چپاولگر قرار داده‌اند . بديهى است كه اصل « حمل بر صحّت » بر چپاول و غارتگرى و نيرنگ و گمراهى و امثال آن‌كه مىدانيم از محرّمات هستند حمل نمىشود ، بلكه در جايى تطبيق مىشود كه در آن احتمال راستگويى و دروغگويى و احتمال صحّت و فساد وجود داشته باشد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 282 | محمد جواد مغنية