زيرا شهر متعلّق است به همگان و نه به گروهى خاص ؛ ولى يهوديان به زودى پيمانشكنى كردند .
پيمانها و عهدنامهها تا كى مىتواند در برابر به خطر افتادن منافع ثابت بماند ؟ آيا معقول است كه نيرنگ و دغلبازى و قانون
« لا ضرر و لا ضرار »
يكجا جمع شود ؟
چگونه گرگ مىتواند با گوسفند زندگى مسالمتآميز داشته باشد ! يادآورى نعمتها ، هشدارها و اندرزها وقتى كه با منافع شخصى و معاملات تجارى برخورد داشته باشد ، چه فايدهاى دربر خواهد داشت ! ؟
در كتاب محمّد رسول الحرّيه آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به بازرگانان مسلمان دستور داد تا در مدينه بازار جديدى احداث كنند . آنان اين بازار را احداث كردند و به معامله در آن پرداختند . بازرگانان غيرمحلّى نيز به اين بازار روى آوردند و آن را بر بازار يهودىها ترجيح دادند ؛ زيرا مقرّرات حاكم در آن عادلانهتر بود و منافع فروشنده و خريدار را بيشتر تضمين مىكرد .
اينكار ، به تنهايى كافى بود تا سينهء يهوديان را از خشم و كينه به محمّد صلّى اللّه عليه و إله پركند و آنانرا به شكستن پيمان ، انتقام از او و اسلام - از هر راهى كه امكانپذير باشد - وادار سازد .
تفسير
خدا خطابش را به يهود همراه يادآورى نعمتهايش به آنها آغاز كرده است .
برخى از اين نعمتها عبارت بودند از : كثرت پيامبران در ميان آنان ، نازل شدن تورات و زبور بر آنها ، آزاد شدن آنها از قيد فرعون ، رهايى ايشان از غرق شدن ، فرود آمدن « منّ » و « سلوى » بر آنان ، بخشيدن قدرت و سلطنت در دوران سليمان به آنان و ديگر نعمتهايى كه همه موجب ايمان و سپاس مىشود و نه باعث انكار و كفر .