داد تا با او گفتگو كنند و سخنانى بگويند كه شباهت به اعتراض دارد و آنها نيز به نوبهء خود از اين كار خوددارى نكردند ، بلكه بهرغم آگاهى از عظمت و حكمت خدا با او به گفتگو پرداختند . خدا نيز با كمال مهربانى به آنان پاسخ داد و با آوردن دليل محسوس و ملموس و با ملايمت ، و نه با قهر و غلبه آنانرا راضى و قانع ساخت ، حتّى خدا در گفتگو با خودش را بر ابليس ملعون نيز باز كرد ، ابليسى كه به او گفت : مرا از آتش آفريدى و آدم را از گل .
برايناساس ، كسانى كه شأن خود را فراتر از اشكال و اعتراض مىدانند ، بايد از اين درس رسا ، پند و بهره گيرند ؛ امّا آنها از آنجا كه خودشان را از هرگونه ردّ و تجديدنظر مبرّا مىدانند ، ناخودآگاه مقامشان را از خداى عزيز و جبّار هم بالاتر بردهاند .
امير مؤمنان عليه السّلام در خطبهء 214 [ از نهج البلاغه ] مىفرمايد : « با من از روى چاپلوسى برخورد نكنيد و گمان مبريد دربارهء حقّى كه به من گفته مىشود احساس سنگينى مىكنم و درصدد بهدست آوردن مقام بزرگى براى خود هستم ؛ زيرا براى اگر براى كسى بيان حق و يا عرضهء عدالت سنگين باشد ، عمل بدان برايش سنگينتر خواهد بود . بنابراين ، از گفتن سخن حق و همراهى با عدالت خوددارى نكنيد » .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٨٨