عبارتند از : موجودات جهان و خواص و ويژگىهاى آنها . صاحب مجمع البيان مىگويد : « اسماء بدون معانى فايدهاى ندارد و دليلى وجود ندارد كه به برترى آنها اشاره شود » . از امام صادق عليه السّلام دربارهء « اسماء » سؤال شد . امام فرمود : « مقصود كوهها و درّههاست » . آنگاه به فرشى كه زيرپايش بود اشاره كرد و فرمود : « اين هم از مصاديق « اسماء » است » ؛ يعنى « اسماء » همهچيز و حتّى اين فرش را شامل مىشود .
فرشتگان
فرشتگان را نه از طريق حسّ و تجربه مىتوان شناخت ، نه از طريق عقل و قياس و نه باهيچ وسيلهء ديگر ، مگر از طريق وحى الهى كه بر زبان پيامبران و فرستادگانش جارى مىشود . بنابراين ، كسىكه به وحى ايمان دارد ، بايد به وجود فرشتگان ايمان داشته باشد ؛ زيرا وحى آشكارا از وجود آنان خبر مىدهد بهگونهاى كه قابل تأويل و توجيه نمىباشد ، و با كسىكه از اساس ، منكر وحى است ، نمىتوان دربارهء وجود فرشتگان سخن گفت ؛ چراكه وجود آنان فرع است و وحى اصل . اگر بخواهيم با چنين كسى سخن بگوييم و وارد جدال شويم ، سزاوار است كه تنها دربارهء انديشهء وحى و درستى آن باشد .
در اينجا نمىخواهيم با كسىكه منكر وحى است وارد مجادله شويم ؛ زيرا در اينباره ، پيشتر به تفصيل سخن گفتيم ، بلكه فقط به وى گوييم : تو حق ندارى نظريّهات را بر كسىكه به وحى ايمان دارد تحميل كنى ، و گرنه براى او هم جايز خواهد بود كه نظر خويش را بر تو تحميل كند . اگر فردى كه منكر وحى است به كسىكه وحى را قبول دارد بگويد : ايمانت باطل است ؛ زيرا مستند به تجربه نمىباشد ، او هم پاسخ خواهد داد : اى كسىكه وحى را انكار مىكنى ، ايمان و يقين تو به اينكه وحى باطل است نيز مستند به تجربه نيست ؛ زيرا موضوع نفى تو و اثبات شخص مؤمن يك چيز است ؛ يعنى وحى . اگر تجربه نمىتواند وحى را ثابت كند ، آن را نفى نيز نمىكند و