تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
نگرفتن آنها . و اما آخرين شرط پيروزى پس از اطاعت محض همانا شكيبايى و تحمل دشواريهاست .
وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
صبر پيشه گيريد كه خدا همراه صابران است . » آرى ، شكيبايى ، آدمى را در برابر مصاعب و مشكلات يارى مىكند و استوارى مىبخشد . هر جا شكيبايى باشد استراتژى دراز مدت است و تاكتيكها پى در پى و مستمر اجرا مىشود و جنگاوران در عين تحمل زخمها و جراحتها در عرصه نبرد مىمانند تا در كارزار رايت پيروزى را بر فراز سر خود به اهتزاز در آوردند اينها كه بر شمرديم جلوه‌اى از جلوه‌هاى شكيبايى است و شكيبايى را جلوه‌هاى است بس تابناكتر از آنچه گفتيم . [ 47 ] چون پيكار براى هدفى مقدس باشد ، طبيعت و اتفاق نيز به مدد پيكارجويان مىآيد و گامهايشان را استوارى مىبخشد . اما اگر هدف پيكار هدفى نامقدس باشد ، مثلا براى كسب افتخار و نام آوازه باشد يا آن كه بدين هدف باشد كه او از ديگران نعمت و مواهب بيشتر دارد پس حق اوست كه ديگران را فرمانبردار خود سازد ، خداى تعالى نيز او را يارى نخواهد كرد .
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ
همانند آن كسان مباشيد كه سرمست غرور و براى خودنمايى از ديار خويش بيرون آمدند . » هنگامى كه كسى احساس بىنيازى كند و چنان پندارد كه اكنون كه در زندگى مادى و نعمات اين جهانى به حد كمال رسيده ، غرور بر او چيره مىشود / 73 و در اين حال مىخواهد كه ديگران را مقهور اراده و قدرت خويش گرداند و بر آنان تسلط يابد . در تفاسير از ابن عباس نقل شده كه چون ابو سفيان ديد كه كاروانش به جاى امنى رسيده است قريش را گفت كه باز گردند . ابو جهل گفت : نه باز نمىگرديم تا به بدر برويم ( و بدر در آن ايام يكى از بازارهاى عرب بود كه هر