زياد طول كشيده يا بيماريشان ممكن است به ديگران سرايت كند ، ساقط شده است .
ج : همچنين جهاد از فقرايى كه نمىتوانند براى خود آذوقه و سلاح تهيه كنند يا براى هزينهء زن و فرزند خود چيزى بگذارند ، برداشته شده .
/ 251 د : نيز كسانى كه دولت اسلامى نمىتوانند هزينهء آذوقه و سلاحشان را فراهم آورد مىتوانند به جهاد نروند .
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ
بر ناتوانان و بيماران و آنان كه هزينهء خويش نمىيابند هر گاه در عمل براى خدا و پيامبرش ، اخلاص ورزند گناهى نيست اگر به جنگ نيايند . » يعنى بر آنان كارى كه ما فوق طاقتشان باشد تكليف نمىكنند يا به كارى وا نمىدارند كه سبب رنج و مشقت آنان شود و قدرت تحمل آن را نداشته باشند .
جهاد صاحبان عذر
از اين عبارت « صاحبان عذر » برمىآيد كه ساقط شدن جهاد از ضعيف و مريض و فقير به طور مطلق نيست بلكه در صورت وجود وضعى است كه شخص عازم جهاد را از حركت مانع آيد و اين امر نسبت به موقعيتها و نسبت به اشخاص متفاوت است . در اينجا نكتهاى است ، آنجا كه سخن از اخلاص ورزيدن در عمل براى خدا و پيامبرش به ميان مىآيد ، و اين يك عمل وجدانى است . مثلا كسى ممكن است به ظاهر ادعا كند كه از رفتن به جهاد ناتوان است و از فلان بيمارى هم در رنج است ، عذر او هم پذيرفته شود ولى خود مىداند كه آنچه مىگويد بهانهاى بيش نيست و خدا هم از دل او آگاه است .
مراد از اخلاص ورزيدن اين است نيتش را با خدا خالص گرداند و به دروغ اظهار بيمارى نكند ، و چون عذر او پذيرفته آمد و از جنگ معاف گرديد ، چنان نيست كه پى كار خود رود . بايد وظايفى را كه در پشت جبهه به او واگذار مىشود