وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها
و كارگزاران جمعآورى آن . » يعنى كسانى كه براى گرفتن زكات به ميان مردم مىروند .
وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ
و نيز براى به دست آوردن دل مخالفان . » از سپاهيان كه هنوز براى شركت در لشكر اسلام انگيزهء ايمانى ندارند .
اينان غالبا مردانى خارج از دين اسلام هستند .
وَ فِي الرِّقابِ
و آزاد كردن بندگان . » بيت المال بر صاحبان آنها مالى مىپردازد تا آزادى آنان را باز گرداند .
اينان غالبا در جنگ اسير شدهاند .
وَ الْغارِمِينَ
و قرض داران . » يعنى كسانى كه قادر به پرداخت قروض خود نيستند .
وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و در راه خدا . » يعنى در هر مصلحتى كه خدا به آن فرمان داده ، چون ساختن پلها و كشيدن راهها و / 206 ساختن آب انبارها و خدمات بهداشتى و امثال آنها .
وَ ابْنِ السَّبِيلِ
و مسافران نيازمند . » و آن مسافرى است كه دستش از خانه و كاشانهء خود خالى شده و اكنون راهتوشهاش به پايان رسيده است . از صدقات مالى به او مىپردازند تا خود را به خانهء خويش رساند .
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و آن فريضهاى است از جانب خدا و خدا دانا و حكيم است . » در اين آيه معين شده كه صدقات بايد در چه مواردى مصرف شود . اين امر اميد منافقين طفيلى صفت و صاحبان امتيازات را قطع مىكند كه دندان طمع بركشند و به حق خود راضى باشند . در اين باب به روش على ( ع ) توجه مىكنيم و رفتارى كه با برادرش عقيل داشت .
در ايامى كه على ( ع ) مقام خلافت ظاهرى داشت عقيل نزد او آمد و از فقر و بينوايى شكايت كرد . عقيل نابينا شده بود . على قطعه آهنى در آتش بگداخت و