بود مخالفت مىورزيدند مردم به آنان خوشبين نبودند از اين رو منافقان مىخواستند وضع خود را توجيه كنند .
اولا : ادعا مىكردند كه رسول خود از عيب منزه است ولى جمعى دور او را احاطه كردهاند و عليه ما به او اخبارى مىرسانند پس اگر ما گاهى با او مخالفت مىكنيم بيشتر به اين سبب است . قرآن اين ادعا را باطل مىسازد كه رسول اللَّه ( ص ) فقط به اخبارى گوش مىدهد كه مصالح مؤمنان را در برداشته باشد .
ثانيا : به خدا سوگند مىخوردند تا مگر نفاق خود را توجيه كنند و ادعا مىكردند كه مخالفت با ايشان به معنى مخالفت با جامعهء مسلمانان نيست . قرآن به آنان پاسخ مىدهد كه سزاوارتر اين است كه به صدق نيت و اخلاص عمل خدا را از خود خشنود گردانيد و به اطاعت و تسليم رسول اللَّه .
/ 209 قرآن ، بيان مىدارد كه هر كه از حدود خدا و رسول تجاوز كند و با اوامر الهى مخالفت روا دارد كيفر او جهنم است .
شرح آيات :
كانالهاى خبرى در اسلام
[ 61 ] بسيار ديده شده كه مستكبران كه با رهبرى دينى سر مخالفت و عناد دارند ، جرئت نمىكنند كه شخصيت رهبر را مستقيما مورد حمله قرار دهند ، زيرا اگر چنين كنند كسى گوش به حرفشان نخواهد داد ، پس به عيبجويى از اطرافيان او مىپردازند و مىگويند : بلى خود او مردى سادهدل است يا انسانى است نيك نفس و اين دستياران و نزديكان او هستند كه از آن سادگى و خوش قلبى او بر ضد مردم سوء استفاده مىكنند منافقان نيز چنين ادعاهايى داشتند . البته مردم بصير و بينا مىدانند كه منظور اينان از اين گونه القائات انتقاد از خود رهبر است و در واقع اعلان جنگ به او دادهاند و از راه نشر و اشاعهء اين گونه دروغها او را مىآزارند .
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
بعضى از ايشان پيامبر را مىآزارند و مىگويند كه او به سخن هر كس گوش مىدهد . »