تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل آية الله بروجردى با حواشى امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 30 ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
زراعت را انجام دهد ، مزارعه به‌هم مىخورد ، و چنانچه زراعت نمايان شده باشد ، بايد سهم او را به ورثه‌اش بدهند و حقوق ديگرى هم كه زارع داشته ، ورثهء او ارث مىبرند ، ولى نمىتوانند مالك را مجبور كنند كه زراعت در زمين باقى بماند . مسأله 2243 - اگر بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده چنانچه تخم ، مال مالك بوده حاصلى هم كه به دست مىآيد مال او است و بايد مزد زارع « 1 » و مخارجى را كه كرده و كرايهء گاو يا حيوان ديگرى را كه مال زارع بوده و در آن زمين كار كرده به او بدهد ، و اگر تخم مالِ زارع بوده ، زراعت هم مال او است ، و بايد اجارهء زمين و خرج‌هايى را كه مالك كرده و كرايهء گاو يا حيوان ديگرى كه مالِ او بوده و در آن زراعت كار كرده به او بدهد . مسأله 2244 - اگر تخم ، مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده ، چنانچه مالك و زارع راضى شوند كه با اجرت يا بىاجرت زراعت در زمين بماند اشكال ندارد و اگر مالك راضى نشود پيش از رسيدن زراعت هم مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند ، و زارع اگرچه راضى شود چيزى به مالك بدهد ، نمىتواند او را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند ، و نيز مالك نمىتواند زارع را مجبور كند كه اجاره بدهد و زراعت را در زمين باقى بگذارد . مسأله 2245 - اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ريشهء زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد ، چنانچه مالك و زارع از زراعت صرفنظر نكرده باشند حاصل سال دوم را هم بايد مثل سال اول قسمت كنند .
هامش
( 1 ) - در يك صورت نبايد مالك چيزى بدهد و آن در صورتى است كه باطل بودن از آن‌جهت باشد كه قرارداد كرده باشند تمام حاصل مال مالك باشد ، و در يك صورت نبايد زارع مخارجى كه مالك كرده و اجرت زمين را تا اين وقت كه حال معلوم شد به مالك بدهد و آن در صورتى است كه باطل بودن از آن جهت باشد كه قرار داده باشند تمام حاصل مال زارع باشد و در بعض صور تفصيلى است كه ذكر نشد .