تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل آية الله بروجردى با حواشى امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 30 ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
مسأله 2239 - اگر مدت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نيايد ، چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره ، زراعت در زمين او بماند و زارع هم راضى باشد مانعى ندارد و اگر مالك راضى نشود ، مىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند و اگر براى چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به او بدهد ، ولى زارع اگرچه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين بماند . مسأله 2240 - اگر به واسطهء پيشامدى زراعت در زمين ممكن نباشد مثلًا آب از زمين قطع شود ، مزارعه به‌هم مىخورد « 1 » ، و اگر زارع بدون عذر « 2 » زراعت نكند ، چنانچه زمين در تصرف او بوده و مالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد اجارهء آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد . مسأله 2241 - اگر مالك و زارع صيغه خوانده باشند ، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را به‌هم بزنند ، و نيز اگر مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند ، بعد از آن كه او مشغول عمل شد ، جايز نيست « 3 » بدون رضايت يكديگر معامله را به‌هم بزنند ، ولى اگر در ضمن خواندن صيغهء مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق به‌هم زدن معامله را داشته باشند مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشته‌اند معامله را به‌هم بزنند . مسأله 2242 - اگر بعد از قرارداد مزارعه ، مالك يا زارع بميرد ، مزارعه به‌هم نمىخورد و وارثشان به جاى آنان است ، ولى اگر زارع بميرد و شرط كرده باشند كه خود زارع
هامش
( 1 ) - لكن اگر مقدارى از زراعت به دست آمده باشد حتى مثل قصيل كه مىشود به حيوانات‌داد آن زراعت به طور قرارداد مشترك است بين آنها و در بقيه مزارعه باطل است . ( 2 ) - اگر عذر هم داشته بايد اجاره آن مدت را بدهد . ( 3 ) - همين كه زمين را به قصد مزارعه تحويل بدهد ، و آن طرف هم تحويل بگيرد به اين‌قصد ، ديگر نمىتوانند معامله را به‌هم بزنند اگرچه مشغول عمل نشود .