داشتهاند ، به جز دخول ، كه آن هم براى عروسى و رسوماتى كه در جامعه مرسوم و معمول است ، انجام نشده است . در همان روزها پسر براى آزمايش خون جهت ازدواج ، به دادن خون در بيمارستان اقدام مىكند و پدر دختر نيز راضى بوده است .
حتى پدر دختر ، خودش پسر را براى معرفى به بيمارستان ، به دفتر ثبت ازدواج متعلّق به يكى از دوستان قديمى خود راهنمايى مىكند . پسر نتيجهء آزمايش خون را به منزل پدر دختر مىبرد و پدر دختر از نتيجهء آزمايش خون نيز مطلع مىشود و قرار مىشود كه در چند روز آينده ، همان دفتر ثبت ازدواج مذكور ، جهت ثبت ازدواج آنها ، به منزل پدر دختر بيايد . چند روز قبل از ثبت ازدواج ، به علت خروج آن دختر از منزل و رفتن دختر به جايى بدون اجازه و موافقت آن پسر ، بين آنها اختلاف پيش مىآيد . و در اثر آن ، دختر مىگويد : يا بايد مرا طلاق بدهى و يا اگر نمىخواهى طلاق دهى ، بايد همهء مهريه و نفقهء ايام گذشتهام را نقداً بپردازى ، تا به تو تمكين كنم . در نتيجه پسر مىپذيرد كه مهريه و نفقهء ايام گذشته او را نقداً بدهد ، ولى طلاق نمىدهد ، و دختر نيز قبول مىكند كه در صورت دريافت مهريه و نفقه به طور نقد ، تمكين نمايد . در اين حين پدر دختر نيز راضى مىشود كه دخترش از آن پسر ، مهريه و نفقه دريافت نمايد . اين قضيه مىگذرد و پسر اقدام به پرداخت نفقه مىنمايد . بعد از يك ماه ، دوباره دختر و پدر دختر اظهار مىدارند كه چون در هنگام قرائت عقد مذكور ، از پدر دختر كسب اذن نشده ، آن عقد باطل است . و اين موضوع را وسيلهاى قرار مىدهند ، تا دختر بدون طلاق از آن پسر جدا شود . حالا اين سؤال مطرح است كه با وجود گذشتهاى كه از اول تا آخر ، به طور بسيار خلاصه ذكر شد ، آيا دختر مىتواند بدون طلاق از آن پسر جدا شود ؟ و آيا عقد صحيح است يا باطل است ؟
به اميد پيروزى جهانى اسلام
بسمه تعالى ، با فرض اينكه پدر عقد را اجازه داده ، عقد صحيح است و جدايى با طلاق حاصل مىشود و اختيار طلاق با شوهر است .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: السيد الخميني
ص٢١