فردى ازدواج كنم و زندگى مشتركى داشته باشم ؟ و در صورت درست نبودن چگونه مىتوانم به آنها بفهمانم ؟ چون آنها اهميتى به نظر اسلام نمىدهند . آيا درست است كه من براى مدتى بدون اجازه از خانه بروم و جاى ديگرى زندگى كنم ؟ چون شايد به نفع آنها نيز باشد .
خواهش مىكنم به اين بندهء حقير و بىارزش خدا كه غير از شما كسى را نيافته تا از او كمك بخواهد و جواب بگيرد كمك نموده و مرا راهنمايى كنيد .
بسمه تعالى ، اگر پدر يا جدّ پدرى داريد صحت عقد موقوف بر اجازه پدر يا جدّ پدرى است و در صورت رد و عدم موافقت محكوم به بطلان است ، ولى اگر پدر و جدّ پدرى نداريد با فرض اينكه رضايت به عقد داديد عقد محكوم به صحت است و جدايى تنها با طلاق ميسور است كه آن هم اختيارش با شوهر است و بنا را بر تسليم در قبال مقدرات و سازش با زندگى بگذاريد ، خداوند مشكلات را رفع مىفرمايد .
[ سؤال 10184 ] 2592 - 5973
4 . دختر بالغهء رشيده با مردى ازدواج نموده بدون اطلاع پدرش و پدر بعد از اطلاع ، اجازه نكرده است و پدر هم در بلد نبوده و در شهر ديگرى بوده ، ليكن امكان اينكه از رأى وى ، زوجين با اطلاع گردند بوده است . چون حضرت امام استيذان از ولىّ را احتياط دارد و مرد حاضر به طلاق نيست ، آيا به اين احتياط امام ، قاضى مىتواند حكم به عدم صحت عقد نمايد ؛ خاصه اينكه پدر هم غايب بوده به نحوى كه ذكر شد ، يا چون مقلد مىتواند در احتياطات ، به مجتهد ديگرى رجوع كند و مرد مىگويد رجوع مىكنم - و خاصه در موردى كه مرد ، عامى هم هست كه احتمال عدم دقت دربارهء تقليد صحيح وى مىرود و دربارهء فروج و دماء هم احتياط لازم است - حكم به صحت بايد كرد ؟ و زن هم حال حاضر نيست با مرد زندگى كند . بفرماييد : اگر اصلاح ممكن نشود ، وظيفهء قاضى چيست ؟ و اگر مرد گفت : من از مجتهد ديگرى
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: السيد الخميني
ص١٨