بشوم ، اما پدر و مادرم اجازه نمىدهند . آن قدر پيش آنها التماس كردم تا اينكه اجازه دادند . فقط در كلاسهاى مواضع حزب شركت كنم و چيزى را مىخواهم برايتان بنويسم كه برايم خيلى مشكل است ، اما براى شما كه عزيزتر از افراد خانوادهام هستيد مىنويسم . امام عزيز ، پدر من كه خود را يك مسلمان واقعى مىداند مىتوانم بگويم كه هيچ يك از احكام دين را انجام نمىدهد و آنهايى را هم كه واجب است انجام نمىدهد و هميشه عذر مىآورد كه نمىتوانم انجام دهم . آيا وظيفه من اين است كه طبق آيه قرآن به او سلام نكنم و همانند يك غريبه كه واجبات را انجام نمىدهد رفتار كنم ؟ خواهشمندم كه جوابم را بدهيد .
سؤال ديگرى دارم . پدرم مىخواهد مرا مجبور كند با مردى ازدواج كنم كه هم اكنون سرباز است و چندى قبل كه مىبايست به جبهه برود گريه مىكرد كه چرا بايد به جبهه برود و من حاضر نيستم كه با چنين مردى ازدواج كنم . چون در اين زمان جوانان 12 ، 15 ساله براى رفتن به جبهه گريه مىكنند كه هرچه زودتر آنها را به جبهه ببرند ؛ اما او كه سرباز است براى اينكه او را از طرف ارتش به جبهه مىبرند گريه مىكند و مىترسد كه شايد كشته شود . از شما مىخواهم كه به من بگوييد با اين مرد ازدواج كنم يا نه ؟ فقط به سخن شما عمل خواهم كرد . اى امام عزيز ، از شما خواهش مىكنم كه جواب اين سؤالات مرا بدهيد تا جواب شما را نشان خانوادهام بدهم و به همان عمل بكنم . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدى ، خمينى را نگهدار . والسلام عليكم ورحمة اللَّه
بسمه تعالى ، به پدر خود احترام كنيد و در ازدواج با صلاحديد خودتان و مراعات اذن پدرتان اقدام نماييد .
[ سؤال 10191 ] 56757181
بسمه تعالى 12 / 10 / 1358
محضر مقدس حضرت آيت اللَّه العظمى نايب الامام ، امام خمينى ، دامت بركاته
پس از اهداى سلام وافره و تحيت به ساحت آن وجود مقدس ، ان شاء اللَّه مصون و محفوظ بوده باشيد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٤