خود اين فطرت ، مبدأ و منشأ خيرات و سعادات است و خود خيّر ، بلكه خير است ، وَالْحَمْدُ للَّهِ تَعالى .
فصل چهارم ضرورت اصلاح نفس
] اكنون كه معلوم شد تمام خيرات از سرچشمهء نور فطرة اللَّه است - در صورتى كه محتجب به حجابهاى طبيعت نباشد و اسير دامهاى پيچاپيچ نفس و ابليس نگردد - و كفيل سعادت مطلقهء انسانى همين فطرت شريفه است ، و نيز معلوم شد كه تمامى شرور از فطرت محجوبهء مظلمهء به ظلمات طبيعت است و منشأ همهء شقاوات و بدبختىها در دنيا و آخرت ، همين احتجابات است ، بايد دانست كه اگر انسان از خود غفلت كند و درصدد اصلاح نفس و تزكيهء آن برنيايد و نفس را سرخود بارآورد ، هر روز ، بلكه هر ساعت بر حجابهاى آن افزوده شود و از پسِ هر حجابى حجابى ، بلكه حُجُبى براى او پيدا شود تا آنجا كه نور فطرت بهكلى خاموش و منطفى شود و از محبت الهيه در آن اثرى و خبرى باقى نماند ، بلكه از حقتعالى و آنچه به او مربوط است - از قرآن شريف و ملائكة اللَّه و انبياى عظام و اولياى كرام - عليهم السلام - و دين حق و جملهء فضائل - متنفّر گردد و ريشهء عداوت حق - جلّ و علا - و مقرَّبان درگاه مقدس او در قلبش محكم و مستحكم گردد تا آنجا كه بهكلى درهاى سعادت بر او بسته شود و راه آشتى با حق تعالى و شفعاء - عليهم السلام - منسدّ گردد و مخلَّد در ارض طبيعت گردد كه باطن آن در عالم ديگر جلوه كند ، و آن خلود در عذاب جهنم است .
و اين افزايش حجب ، سبب طبيعى دارد ، و آن ، آن است كه اين سه قوّه ؛